تبليغاتX
< ایران مرز پر گهر
سه شنبه 14 شهریور1385
فرمانده پدافند هوايي ارتش گفت: بمب‌هاي جديد ليزري ارتش جمهوري اسلامي ايران در مرحله اصلي رزمايش ضربت ذوالفقار به كار گرفته شد.

به گزارش ايرنا، امير سرتيپ قادر رحيم زاده همچنين تاكيد كرد: در اين مرحله از رزمايش تاكتيك‌هاي منظم و نامنظم و نبردهاي نامتقارن نيز با شناسايي نقاط ضعف دشمنان فرضي به مرحله اجرا گذاشته شده است.

علاوه بر اين، در اين رزمايش سايت موشكي بهينه‌سازي شده توسط ناوگان توانمند پدافند هوايي با موفقيت به‌صورت زمين به هوا پرتاب شد.
همچنين در اين رزمايش از قطعات بهينه‌سازي شده هواپيماها كه موجب كاهش وابستگي و خودكفايي در اين بخش مي‌شود، استفاده شده است.

رحيم‌زاده در خصوص اين مرحله از رزمايش گفت: در ابتدا يگان‌هاي مختلف زميني و سپس هوابرد عمليات مختلفي را در جهت شناسايي پروازهاي دشمن فرضي انجام داده و در ادامه هواپيماهاي دشمن ردگيري مي شوند و مورد هدف قرار مي‌گيرند.

اين فرمانده ارتش يادآور شد: در جريان عمليات‌هاي شب گذشته اين رزمايش نيز كه هواپيماهاي فرضي دشمن به حريم هوايي كشور تجاوز كرده بودند، با گزارش بموقع هدف‌گيري دقيق شده و متواري شدند.

سرتيپ رحيم زاده تاكيد كرد: رزمندگان پرتوان ارتش جمهوري اسلامي با الهام از فرهنگ عاشورايي و امام حسين (ع) در پشت سر مقام معظم رهبري و فرمانده كل قوا آماده پاسخ به هرگونه تجاوز دشمنان احتمالي به ميهن مي‌باشند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 14 شهریور1385
خبر خوشي كه وزير بهداشت هفته گذشته وعده آن را به خبرنگاران داد، درباره موفقيت محققان كشورمان در كشف داروي جديدي براي كنترل بيماري ايدز است.

به گزارش فارس، اين داروي جديد كه مشابه خارجي ندارد، توسط محققان دانشگاه علوم پزشكي تهران و پس از مدتها تلاش پيگير به دست آمده است و نتايج آزمايشگاهي آن نشان داده است كه مصرف اين دارو موجب بالا رفتن سطح ايمني بدن و مقاومت بيشتر در برابر بيماري ايدز مي‌شود.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 14 شهریور1385

سرلشگر صالحي گفت:در مرحله ساخت هواپيماي جنگي به خودكفايي رسيده‌ايم، در اين خصوص فردا خبرهاي خوشي داريم.

به گزارش فارس، امير سرلشگر صالحي فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي ايران در گفت‌وگو با خبرنگاران اعزامي به منطقه عملياتي رزمايش هوايي ضربت ذوالفقار در شمال غرب كشور گفت:در آستانه نيمه شعبان و در ادامه رزمايش،خبرهاي خوشي در خصوص توانمندي نيروهاي مسلح در توليد جنگ افزارهاي نظامي فردا خبر خوشي به مردم مي‌دهيم.
وي افزود: باورهاي كه در تمامي صنعتگران ما ايجاد گرديده است در توليد صنايع دفاعي نيز تسري يافته و اينك ما در مسير توليد انبوه هواپيماهاي جنگي قرار گرفته‌ايم.

صالحي گفت: ما در مسير توليد متناسب با نيازهاي خود جنگ افزارهاي نظامي خود را پيشرفته‌تر خواهيم كرد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 13 شهریور1385

خبر دعوت احمدي‌نژاد از بوش براي مناظره، بازتاب گسترده‌اي در ميان افكارعمومي مردم ايالات متحده و رسانه‌‌هاي جهان داشته است.

به نوشته «كيهان»، شبكه خبري «سي.ان.ان» در يك نظرسنجي از بينندگان خود پرسيده است «برنده مناظره احمدي نژاد و بوش در مورد مسايل جهاني كدام يك خواهد بود، بوش يا احمدي‌نژاد؟». نتيجه قضاوت بينندگان اين شبكه در مورد قدرت استدلال طرفين 63 به 37درصد به نفع احمدي نژاد بوده است.
نظرسنجي‌هاي مشابهي نيز توسط شبكه‌هاي ديگر خبري انجام شده است كه تقريباً همين نتايج را تأييد مي كنند.

«سي.ان.ان» همچنين در پي برگزاري مانور «ضربت ذوالفقار» در نظرسنجي ديگري پرسيده است كه آيا آزمايش موشكي ايران اسباب نگراني شده است؟ كه 66درصد شركت كنندگان آزمايش موشكي ايران را نگران كننده تشخيص نداده‌اند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

یکشنبه 12 شهریور1385

خبرنگار «بازتاب» از اروميه گزارش داد: استقبال كم‌سابقه مردم شهرهاي كردنشين آذربايجان غربي از رئيس‌جمهور، در سه روز گذشته، صحنه‌هاي زيبايي از پيوند مردم اين شهرها با جمهوري اسلامي را به نمايش گذاشت.

بنا بر اين گزارش، محمود احمدي‌نژاد، در حالي به همه شهرهاي مرزي و كردنشين اين استان سفر كرد كه برخي گروه‌هاي تجزيه‌طلب، همواره اين شهرها را مناطق تحت سيطره و نفوذ خود اعلام مي‌كردند و با اين توجيه، به اقدامات شبه‌نظامي و قتل و باجگيري مي‌پرداختند، حال آن‌كه طي سه روز گذشته، دكتر احمدي‌نژاد در كمال امنيت و آرامش، به شهرهاي پيرانشهر، مهاباد، سردشت، بوكان و اشنويه سفر كرد و مردم اين شهرها نيز استقبال گسترده‌اي از وي كردند.

اين گزارش مي‌افزايد: تبليغات گروه‌هاي تجزيه‌طلب حتي دو تن از نمايندگان مجلس را جوزده كرده بود. به گونه‌اي كه آنان در خيرمقدم به رئيس‌جمهور، از الفاظ تجزيه‌طلبانه و نيز نام يكي از چهره‌هاي ضدانقلاب استفاده كردند، اما حضور كم‌سابقه مردم اين شهرها، پيام‌هاي متفاوتي به همراه داشت، چنان‌كه گروه‌هاي ضدانقلاب ترجيح دادند درباره سفر رئيس‌جمهور به اين شهرها سكوت كنند.

اين گزارش مي‌افزايد: در حالي كه كارشناسان، معضلات اقتصادي، رفاهي و عمراني را علت اصلي برخي نارضايتي‌ها مي‌دانند، رئيس‌جمهور نيز وعده‌هاي زيادي را براي حل اين مشكلات ارائه كرد.

احمدي‌نژاد در مهاباد به تخصيص مبلغ 72 ميليارد تومان بودجه براي اشتغال‌زايي جوانان، ايجاد استاديوم ورزشي تخصيص بانوان و پسران، افزايش بودجه عمراني شهرستان به ميزان 50 درصد و اتصال راه‌آهن مراغه مياندوآب به مهاباد و اروميه اشاره كرد.

وي همچنين به مردم سردشت قول داد تا ضمن تخصيص مبلغ پنجاه ميليارد تومان بودجه براي اشتغال‌زايي جوانان، استاديوم ورزشي براي جوانان و بانوان و نيز دانشگاه در اين شهر راه‌اندازي و بازارچه مرزي اين شهر را فعال كند.

همچنين احداث دو سالن ورزشي مجهز براي پسران و دختران اشنويه، اعطاي 35 ميليارد تومان تسهيلات ارزان‌قيمت، اتمام سريع ساخت سد چپرآباد، راه‌اندازي هرچه‌ سريع‌تر شهرك صنعتي اشنويه هم وعده‌هاي رئيس‌جمهور به مردم شهر مرزي اشنويه بود.

وي همچنين در پيرانشهر بر رسمي شدن بازارچه مرزي تمرچين، ايجاد دانشگاه پيام نور و آزاد اسلامي و توسعه مراكز آموزش عالي، تسريع اتمام سد سيلوه و كانال مربوطه، تخصيص مبلغ پنجاه ميليارد تومان تسهيلات ارزان‌قيمت و احداث دو سالن ورزشي مجزا براي برادران و خواهران تأكيد كرد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

یکشنبه 12 شهریور1385

سيد محمد خاتمي، رئيس‌جمهور سابق كشورمان، در شهر شيکاگو در اجتماع بزرگ مسلمانان شمال آمريکا سخنراني کرد.

به گزارش ايسنا، سيد محمد خاتمي، رئيس موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، رئيس‌جمهور سابق ايران و هيأت همراه، پس از بازديد از بخش‌هاي مختلف موزه متروپليتن، نيويورک را به مقصد شيکاگو ترک کردند و در شيكاگو جمعي از نخبگان شيعه، در جلسه صبحانه کاري که در محل اقامت هيأت ايراني برگزار شد، ضمن خير مقدم و تشريح فعاليت‌هاي جامعه مسلمانان شمال آمريکا، به بيان ديدگاه‌هاي خود پرداختند.

در ادامه سيدمحمد خاتمي، با ابراز خرسندي از ديدار برادران و خواهران مسلمان خود در آمريکا با اشاره به لزوم وحدت مسلمانان جهان و اهتمام به مسائل جهان اسلام، خواستار حضور هوشيارانه، فعال و اثرگذار مسلمانان آمريکا در مسائل روز جهان اسلام شد. 

بر پايه گزارش «آسوشيتدپرس» سيد محمد خاتمي در جمع مسلمانان شمال آمريكا گفت: «سياست خارجي آمريكا ماشه تروريسم و خشونت را در جهان كشيده است، اما مسلمانان آمريكايي مي‌توانند نقشي كليدي را در ارتقاي صلح و امنيت ايفا كنند.»

به گزارش ايسنا، خاتمي روز شنبه طي سخناني90 دقيقه‌اي در شهر شيكاگو در چهل و سومين كنوانسيون سالانه جامعه اسلامي آمريكاي شمالي در برابر10 هزار مسلماني كه در اين نشست حاضر بودند، گفت:« يك سوءتفاهم مزمن ميان غرب و شرق وجود دارد كه ريشه آن به جنگ‌هاي صليبي بر مي‌گردد و تا امروز هم ادامه داشته است.»

رئيس‌جمهور سابق ايران كه از طريق يك مترجم با انبوه حاضران صحبت مي‌كرد، افزود: «مسلمانان آمريكايي از طريق مشاركت فعال در حوزه اجتماعي مي‌توانند گروه‌هاي لابي را تشكيل و اجماعي را شكل بدهند.»

خبرگزاري‌هاي فرانسه و «آسوشيتدپرس» در گزارش‌هاي خود از سخنان خاتمي نوشتند كه وي در اولين حضور در ميان مخاطبان آمريكايي درباره لزوم برقراري گفت‌وگو ميان جهان غيرمذهبي و جهان مذهبي صحبت كرده است.
وي همچنين طي سخناني در مسجدي در شيكاگو، گفت: «دو جامعه مردماني كه ايماني صحيح دارند و آن‌هايي كه به راستي نسبت به بشريت نگرانند، مي‌توانند با يكديگر كار كنند.»

خاتمي افزود: «آنها مي‌توانند براي ترقي و تفاهم بهتر به نفع بشريت با يكديگر ارتباط برقرار كنند.»
وي گفت: «گفت‌وگو مي‌تواند كمك كند اين دو در كنار هم جمع شوند.»

اين خبرگزاري‌ها گزارش دادند كه خاتمي به پرسش‌هاي خبرنگاران پاسخ نداد و در خصوص مسئله هسته‌اي ايران اظهارنظري نكرد و در عوض محور سخنراني 40 دقيقه‌اي‌اش در يكي از مساجد شيكاگو را بر اين بحث فلسفي متمركز كرد كه صلح و توسعه بشري چه طور مي‌تواند به بهترين شكل به دست آيد.

رئيس‌جمهور سابق ايران گفت:« مذاهبي كه درباره كنار گذاشتن كامل دنياي مادي موعظه مي‌كنند، مذهب مدرن علوم و ماده‌ گرايي هيچ كدام نمي‌توانند ناامني را از بين ببرند.»
وي افزود:« فقط با يافتن يك راه سوم كه هم به نيازهاي معنوي و هم به نيازهاي مادي پاسخ دهد مي‌توان به يك دنياي صلح و رضايت دست يافت.»

به گفته خاتمي فرصت بزرگي براي گفت‌وگو و همكاري مردم با ايمان و مردم مذهبي وجود دارد.
وي افزود: «اما منظورم آن‌هايي است كه مذهبي صحيح دارند منظورم افراطيون تروريست يا آنهايي كه به نام مذهب سوءاستفاه مي‌كنند، نيست.»

خاتمي قرار است روز پنجشنبه در برابر مخاطبيني منتخب در كليساي جامع ملي واشنگتن سخنراني كند و قرا راست در كنفرانس سازمان ملل در نيويورك كه روز جمعه در خصوص گفت و گوي تمدن‌ها برگزار مي‌شود حاضر شود.
روزنامه شيكاگو تربيون درباره خاتمي نوشت:« خاتمي در اولين سخنراني‌اش به عنوان اولين مقام عالي‌رتبه ايران كه در سه دهه اخير وارد خاك آمريكا شده است، در شيكاگو حاضر شد و از مردم خواست تا گفت‌وگوي ميان تمدن‌ها را برقرار كنند.»

روزنامه شيكاگو تريبيون ادامه داد: «خاتمي و هيچ يك از همراهانش به سوالات مخاطبين رسانه‌اي پاسخ ندادند و وضعيت ديدار احتمالي وي با كارتر همچنان نامشخص شد و نشانه‌اي از اين كه قرار باشد او با شخصي در دولت بوش ديدار كند وجود ندارد.»

مسئولان مسجدي كه خاتمي در آن سخنراني كرد گفتند: «زير انبوهي از نامه‌هايي كه براي تقاضاي حضور در سخنراني او رسيده بود گم شده بوديم.»
امير مختار فياضي از مسئولان اين مسجد گفت: «مردم مي‌خواستند با اتوبوس و قطار بيايند تا در اين مراسم حاضرشوند.»

خاتمي در پاسخ به اين سؤال كه آيا جهان در حال حاضر بهتر از 400 سال پيش و دوران پيش از رنسانس است گفت: «ماده و ماده‌گرايي بسيار زياد است و نتيجه آن جهاني ناامن است.»

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

شنبه 11 شهریور1385

يک فروند هواپيماي توپولوف شرکت هواپيماي ايران تور عصر امروز در باند فرودگاه مشهد آتش گرفت و 60 مسافر آن در اين حريق سوختند.













لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

شنبه 11 شهریور1385

يکي از همسايگان سابق رئيس جمهور از برگزاري جشن عروسي دختر دكتر احمدي‌ن‍ژاد، رئيس‌جمهور گزارشي ارسال کرده است. در اين گزارش آمده است:

مدت زيادي،‌ همسايه خانواده‌ عروس بوديم و به همين دليل رابطه دوستي صميمي بين ما و خانواده آنها برقرار شده بود. شايد به همين خاطر بود كه كارت دعوت عروسي دخترشان را براي ما هم فرستادند. وقتي كارت را ديديم خيلي خوشحال شديم و در عين حال برانگيخته. كارت دعوت خيلي ساده بود. شايد ساده‌ترين كارت عروسي كه تا به حال ديده بودم. زمان مراسم، پنجشنبه،‌ دوازدهم مرداد قيد شده بود. چون هر 4 نفرمان دعوت داشتيم طوري برنامه‌ريزي كرديم كه بتوانيم آن شب به‌موقع خودمان را به مراسم برسانيم. تلفن زنگ زد. چند روز مانده بوده به مراسم؛ اما از طرف خانواده عروس به ما گفتند، مراسم سه روز عقب افتاده و به يكشنبه، 15 مرداد موكول شده است. اول كمي تعجب كردم، اما وقتي علتش را جويا شدم، گفتند «براي پدر عروس، سفر فوري پيش آمده و گفته است كه من نمي‌توانم در عروسي دخترم حضور داشته باشم. اما خانواده داماد لطف كردند و با تلاش فراوان توانستند مراسم را به روز يكشنبه موكول نمايند».

يكشنبه شب مطابق آدرسي كه در كارت بود مسير را طي كرديم تا به سالن رسيديم، سالن برايم آشنا بود، منشي يكي از دوستان صميمي من هم در همين سالن، عروسي دخترش را برگزار كرد، امشب كه با كنجكاوي به سالن آمده بودم متوجه موضوعي شدم كه شايد آن شب متوجه نشده بودم و آن سادگي غيرمعمول سالن بود. امري كه لااقل امشب انتظار آن را نداشتم. روي هر ميز 4 رقم ميوه معمولي و تنها يك نوع شيريني گل محمدي (دانماركي سابق) قرار داشت. از آقايان در محوطه و از خانمها در سالن پذيرايي مي‌شد.

وقتي ما به مراسم رسيديم؛ آقاي دكتر مانند بقيه افراد روي يكي از ميزهاي پذيرايي در محوطه نشسته بود و با بقيه صحبت مي‌كرد. چشمانم را چرخاندم تا ببينم؛ بزرگان و مسئولان و وزرا و ... كجاي محوطه نشسته‌اند. اما جز دو يا سه نفر، چهره هيچ‌يك از ميهمانان برايم آشنا نبود. از اطرافيان كه پرسيدم، گفتند آقاي دكتر تنها اقوام و چند خانواده از همسايه‌ها را دعوت كرده است. بعدا متوجه شدم از ميان آن چند چهره‌اي كه مشهور بودند و در صفحه ‌تلويزيون آنها را ديده بودم، يكي از طرف خانواده داماد دعوت شده است و دو نفر ديگر هم پس از مسئوليت جديد آقاي دكتر، همسايه آنها شده و مانند ما به خاطر همسايه بودن دعوت شده‌اند. نوبت شام كه رسيد؛ سرميزها براي هر نفر يك پرس غذا گذاشتند، با شيشه نوشابه و يك ظرف كوچك سالاد كاهو، همين!... مراسم تمام شد.

نگاهم به دكتر دوخته شده بود که يك گوشه ايستاده بود و از تك‌تك افراد اعم از بچه و بزرگ تشكر مي‌كرد. برخي هم كنار دكتر مي‌ايستادند، تا دوستانشان با دوربين عكاسي و فيلمبرداري و موبايل و... از آنها عكس يادگاري بگيرند. در اين ميان يك اتفاق جالب آن بود كه آشپزهاي سالن هم با همان لباس آمدند تا با دكتر دست بدهند و روبوسي کنند. از همان فاصله از چهره آنها مي‌شد فهميد كه دكتر خيلي آنها را تحويل گرفته است.

آخر سرهم ايستادند و با دكتر عكس يادگاري گرفتند. ما هم رفتيم و از آقاي دكتر خداحافظي كرديم و ايشان هم از آمدن ما تشكر... در راه بازگشت به منزل، با خانواده درباره مراسم صحبت مي‌كرديم. همه،‌ شگفت زده بودند اما اين‌بار نه از رنگ و لعابهاي غذا و دسر و ميوه و پذيرايي. از رنگ خدايي عروسي. عروسي دختر رئيس جمهور ايران. عروسي دختر دكتر محمود احمدي‌نژاد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

جمعه 10 شهریور1385

در پي پخش و انتشار گسترده CD تصاويري از عبدالرضا هلالي در تهران و شهرستان‌ها، وي دريادداشتي كه براي «بازتاب» ارسال كرده، توضيحاتي ارائه داد.
وي در خصوص انتشار تصاوير مذکور، اظهار داشت: فيلم را برادر همسرم با استفاده از تلفن همراه خود گرفت و زماني که گوشي خود را براي تعمير داده بود، متاسفانه يکي از کارکنان تعميرگاه اقدام به سرقت فيلم خصوصي خانوادگي و پخش آن کرده است.
ه عددنا...

اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا و قل


چگونه مي‌توانم گلايه خويش را پنهان نموده و بغض خود را در گلو فرو خورم و در سكوت غريبانه، آبروداري كنم تا مبادا گردي به داماني بنشيند؟! چگونه در شهر شلوغي كه بزدلان هم، هفت‌تيركش شده‌اند، از سر بالا رفتن آب‌ها و ابوعطا خواندن قورباغه‌ها، سخن بگويم؟ چگونه از آنان كه طلبكار عمر خضر و ملك اسكندرند، بخواهم كه نزاع بر سر دنياي دون نكنند و چگونه به خواب‌زده‌ها بفهمانم كه:
خيانت قصه تلخي است، اما از كه مي‌نالم
خودم پرورده بودم در حواريون، يهودا را

آي جماعت! نگار ما اوست كه.. لا لعطائه مانع... (هيچ كسي را توانايي مقابله با عطاياي او نيست) تعز من تشاء و تذل من تشاء .. (هركه را خواهد عزيز خلق و هركه را خواهد ذليل كند) آي خلايق! يار ما هموست كه حتي اطفال در رحم مادران را نيز مورد رحمت قرار مي‌دهد! دلدار ما اوست كه كرامت بي‌حد و حصرش، سايه امنيتي بر «مستوحشين في الظلم» است... چگونه از دلبر خود با شما بگويم، در حالي كه هنوز در اول شب پياله به دستي، كار ما به بدمستي كشيده است...!

*****

1ـ مي‌دانيد، وقتي انسان خود را جدي بگيرد، بسيار مضحك مي‌شود! و چقدر امروزه بوزينه‌هاي مضحك زياد شده‌اند! جدي گرفتن خود، به معناي قائل شدن حرمتي ويژه براي خود است و هركه در مقابل «الله و آل‌الله» حرمتي ويژه براي خويش قايل باشد، به «بوزينه‌اي مضحك» مسخ مي‌گردد!!

2ـ ندانسته و نشناخته و خام، وارد اين طريق ملامت‌خيز و دشمن‌ساز نشديم كه فرمود:
غير ناكامي در اين ره كام نيست*** راه عشق است اين ره حمام نيست!
كار ما از ابتدا عزم بلند براي مردانه ماندن بود و زنانه سوختن! كه فرمودند:
مردانه ساختيم و زنانه فروختيم *** رو رو زنانه‌ساز كه مردانه مي‌خرند!

اما «كلّ يعمل بشاكلته» خدا، توليدكننده انبوه‌ساز نبوده است، بلكه براي هر تنابنده‌اي، پرونده‌اي از بلايا و فتن و محدوديت‌ها و ظرايف باز شده است و ما نيز در اين بار عام، ‌بر طينت خداداده قائليم:
مه فشاند نور و سگ عوعو كند *** هر كسي بر طينت خود رو كند

3ـ «قاسطين» كه بودند؟ «قاسطين» آن زمره اهل ادعايي هستند كه با شعار «قسط و عدل» به جنگ علي(ع)؛ يعني تنديس «قسط و عدل» آمده بودند! «كله حق يراد بها الباطل» شعار «قسط و عدل» دادن در مقابل علي، مانند قرآن‌هايي است كه روي نيزه رفته بود تا مانع پيشروي سپاه حق گردد... گفت: مي‌توان در كاسه سر يك مجسمه زيبا آب نوشيد ولي بايد توجه داشت كه آن مجسمه براي اين كار ساخته نشده است! اين ظاهرسازي‌هاي مردم‌فريبانه در دل‌هايي اثر مي‌كند كه فاقد بصيرت و معرفت باشد... آري، نادان هميشه نادان‌تر از خود را مي‌يابد تا تحسينش كند... !

4ـ (به نقل از كتاب «نكته‌هاي ناب» از آيت‌الله العظمي بهجت، ص 78): معاويه (عليه الهاويه) با رايزني و مشاوره عمروعاص بدين نتيجه رسيد كه راه مقابله با علي(ع) آن است كه از رؤساي قبليه‌ها بخواهد كاري براي خونخواهي عثمان در مقابل علي بكنند... چندي پس از اين درخواست، پي‌درپي براي از بين رفتن «فرصت فكر» آدم‌هاي مختلفي به دنبال آن رؤساي قبايل فرستاد تا مجال دقت و تفكر نيابند... و شد آنچه نبايد مي‌شد و دست آخر رؤساي قبايل هم خونخواه عثمان از علي شدند... «فرصت تفكر»...! امواج شايعه، سياه‌نمايي، دشمني و كينه‌ورزي، پشت به پشت هم، چنان به صخره‌هاي مستحكم قلوب مخاطبين مي‌خورد كه ديگر «فرصت تفكر» باقي نماند... امروزه لجن‌پراكني عليه اينجانب «رضا هلالي» براي عده‌اي نابخرد و غفلت‌زده، چنان موضوعيت و اهميتي يافته است كه هر روز يا خالق يا مشتري جديدترين اخبار كذب، آلوده و موهن در مورد حقير هستند و چنان در اين طريق پا به ركابند كه «فرصت فكر» از مستمعين بي‌رنگ و رياي محافل گرفته مي‌شود... فاجعه آنجاست كه هرزه‌باف‌هاي شارلاتان بي‌تقوا و دودوزه‌باز‌هاي هفت‌خط بي‌مرام و اپوزيسيون‌هاي ضد ولايت مجهول‌الهويه و هزاررنگ‌هاي ظاهرالصلاح سالوس و محتسب‌هاي مدرن شكمباره و تردامن، همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا ديگر نغمه روح‌بخش روضه‌هاي سيدالشهدا(ع) به گوش جوانان شيفته نرسد... (عجيب نيست! چراكه دشمني با آل‌الله و مواليان آل‌الله، ساخته و پرداخته نطفه مال حرام است) كار به جايي رسيده است كه اگر بدانند «فلاني» خائن مخنث و بي‌رگ است و يا منافق مرتد و سيب‌زميني بي‌اعتقاد است، در امنيت كامل به سر خواهد برد، اما كافيست كه «شيطانكي» بفهمد كه «تو» دوستدار آل بيت رسول‌اللهي ... ديگر فاتحه امنيت و رفاه و آزادي و... را بايد خواند!! (عجيب نيست! چرا كه شيطان سوگند خورده است كه دست از سر مواليان آل‌الله برندارد). كار به جايي رسيده است كه اين بي‌مرام‌هاي نامرد، براي خاموش كردن چراغ محبت آل‌الله، به بي‌آبرو كردن نواميس و انتشار اكاذيب و پخش تصاوير خانوادگي (در تيراژهاي فراوان) و شايعه‌پراكني‌هاي عجيب و غريب و... مي‌پردازند. (عجيب نيست! چراكه مظلوميت و غربت در ذات شيعگي است)

5ـ چه بسيار حماقت‌هايي كه عده‌اي مي‌كنند تا احمق شمرده نشوند! بنگريد كه در مواجهه با اين تخريب‌ها و ترور شخصيت‌ها، مخاطب‌ها چگونه موضعي مي‌گيرند. عده‌اي علي‌الاصول، نقش اين رسوايي‌ها را به ديوار مي‌كوبند و از ريشه، منكر وجود هرگونه پليدي مي‌شوند... (كه به پاي اعتمادشان، بوسه مي‌زنم) و عده‌اي به جستجوي حق برمي‌خيزند و اگر حق را هر جا يافتند، خاشعند... (من طلبني بالحق وجدني) و اما عده‌اي ديگر... و اما، زخم زبان... و اما غيبت، تهمت... و اما...
دل را اگر ز درد به جان آورد كسي *** بهتر كه درد دل به زبان آورد كسي

چگونه با اين همه ملامت ناصحانه مي‌توان كنار آمد؟ چگونه با انسان‌هاي وارونه مي‌توان ساخت؟ وقتي «برير» در مقابل بي‌ادبي «ابوحرب سبيعي» (دلقك بدكاره و بذله‌گوي يزيد) ايستاد و محكومش كرد، ابوحرب سبيعي گفت: راست مي‌گويي! اقرار مي‌كنم به پاكي شما و آلودگي خود! از او پرسيدند: چرا دست از باطل برنمي‌داري؟ گفت: اگر من به سوي حق بيايم، كشته مي‌شوم، پس چه كسي بر سر سفره شراب با يزيد هم‌پياله شود؟!) چگونه مي‌توان با انسان‌هاي وارونه كه هم‌پيالگي با يزيد را به «حق» ترجيح مي‌دهند، ساخت؟!

اما، خوب مي‌دانم كه اگر محبت حقيقي به ساحت بي‌بي فاطمه زهرا ـ سلام‌الله عليها ـ باشد، طلسم شكن تمام فتنه‌ها در دست شماست. (ديديد كه فاطمه براي «حر» هم مادري كرد، محبت فاطمه(س)، كاري كرد كه ميان شلوغي سرسام‌آور بي‌خردان بي‌حيا و در ميان هياهوي گيج‌كننده و غيرقابل تحمل منازل بين راه، حر صداي حق را شنيد...) آري، فاطمه ـ سلام‌الله عليها ـ براي «حر» هم مادري كرد كه مولا فرمود: هرچيز محتاج عقل است و عقل محتاج ادب!

و مگر نبود آن‌كه يكي از قتله ابالفضل العباس كه در كوفه فرياد مي‌زد و خود را كتك مي‌زد كه آي مردم! جوان ماهرويي را كشتم كه ميان چشمانش نور سجده بود! آري او نمي‌دانست كه مظهر هوالعزيز چه بر دوش نبي باشد چه زير سم ستوران، عزيز است «و خيلي‌ها نمي‌دانند كه با خداداده نمي‌توان ستيز كرد كه خداداده را خدا داده». آري عزيز خدا حسين ـ عليه‌السلام ـ هنگامي كه با بيعت‌شكني كوفيان روبه‌رو شد ـ در همان راه مكه تا كربلا ـ با آن شهامت توحيدي فرمود: سيغني الله عنكم!! خدا مرا از شما بي‌نياز گرداند... «و ديديد چگونه حسين ـ عليه‌السلام ـ عزيز خدا از همه هستي بي‌نياز شد».

گر فروتر نشست خاقاني *** چه كند روزگار بي‌ادب است
قل هو الله نيز در قرآن *** زير تبت يدا ابي‌لهب است

شما علف هرزه را هر جايي مي‌توانيد ببينيد، اما طلا، پشت ويترين است و داخل گنجينه‌ها!

6ـ آيا كافي نيست؟ چقدر بايد تحمل كرد كه هر خس و خاشاك بي‌قحر و جاهي به بي‌اعتبار كردن گل‌هاي محمدي بپردازد؟ الهي الي من تكلني؟ مگر نفرمود اگر كسي آبروي مؤمني را ببرد، خدا آبرويش را در خلوت خانه‌اش مي‌برد! آيا كافي نيست كه كه حرمت مؤمن را از خانه خدا بالاتر مي‌دانند! حالا كه تيغ تيز و براني در كف اختيارت افتاده است، بهتر آن است كه از ريختن خون مظلومان و بيچارگان بپرهيزيد كه امام سجاد ـ عليه‌السلام ـ فرمودند: زنهار! بر كسي كه ياوري جز خدا ندارد، ستم نكنيد!! آيا دليل جديدي براي رد كردن خدا و رد قيامت پيدا شده است كه ديگر واهمه از مكافات و بيم از جزاي الهي و هراس از تيغ عباس‌بن‌علي ـ عليه‌السلام ـ نمي‌كنيد؟ به راستي چه شده است؟ به آن هنگامي كه گردوغبارها بنشيند، بينديشيد كه چگونه رو در روي حقايق خواهيد ايستاد با اين دل شكستن‌ها! كه ملائكه، من و شما را مخاطب مي‌كند: لدو للموت و ابنو اللخراب (بزاييد براي مردن و بسازيد براي خراب شدن) ما كه اطمينان داريم دنياي ما روزي شروع خواهد شد كه بقيهالله الاعظم، صاحب العصر و الزمان ـ عجل‌الله تعالي فرجه الشريف ـ ذوالفقار ظهور را در كف بگيرند... شما منتظر باشيد و ما نيز منتظريم!

7ـ قدما گفته‌اند كه قطره‌اي عسل بيش از جامي زهر مگس به سوي خود جلب مي‌كند. هيچ‌كس در طريق سلوك الي الله نمي‌تواند مدعي باشد كه نظر من، رفتار من، و سخن من، صحيح‌ترين و كامل‌ترين است، اما يكي از نشانه‌هاي شيريني و جذابيت محافل سيدالشهدا ـ عليه‌السلام ـ همين است كه مگس‌هاي حرفه‌اي ميل به دست‌درازي به حاصل رنج آل‌الله مي‌كنند... بماند! بگذار و بگذر! مگر نه اين است كه كشف ستر و سر مؤمنين حرام ابدي است؟! مگر نه اين است كه رعايت حرمت و وجهه و شخصيت نوكران اهل‌البيت، واجب عيني براي همه هستي است! تمام هستي؛ شيعيان مولا اميرالمؤمنين‌اند و مسخر محبان حضرتش! مي‌داني كه ربا در حكم جنگ با خداست و از آن بالاتر اين‌كه معصوم مي‌فرمايد: يك درهم ربا از 36 زنا بالاتر است و بردن آبروي مؤمن از ربا بالاتر!! مگر نخوانده‌ايد در اصول كافي، جلد 2، كتاب ايمان و كفر كه اول مرتبه كفر، آن است كه شخصي بشنود از برادر ديني خود كلمه‌اي را و حفظ كند آن را و بخواهد مفتضح كند او را به واسطه آن كلمه!!

پشت دين و مگر دين‌داران را خباثت منافقين خم نموده است و به قول بزرگي، كافر كسي است كه حق‌پوشي مي‌كند! خدا محبت كردن مردم به عيب‌جويان و عيب‌سازان را حرام كرده است (غررالحكم صفحه 683).

مكن به نامه سياهي ملامت من مست
كه آگه است كه تقدير بر سرش چه نوشت (حافظ)

كاش حاسدان و معانداني كه چشم ديدن ما را در صفوف مستحكم انقلاب و خط ولايت ندارند، به قدر ذره‌اي فتوت و جوانمردي داشتند تا به جاي توطئه و جوسازي و تهمت زدن، به عيوب خود مشغول مي‌شدند كه فرمود طوبي لمن شغل عيبه عن عيوب الناس ... .

8ـ سؤال تكراري هر كس كه به آيه 6 سوره لقمان رجوع نموده اين است؛ لهو الحديث چيست؟ چرا اين گروه‌هاي مافيايي و بنگاه‌هاي حاشيه‌سازي و غبارپراكني به طور حرفه‌اي و سازمان‌يافته مشغول لهوالحديثند؟ «لهوالحديث» همان است كه اينان براي فروش و آب كردن و غالب كردن محصولات بنجل و فاسد و بي‌مشتري خود انجام مي‌دهند... سفيانيان عصر حاضر كه اغلب يادآور ابوموسي اشعري و عمروعاص‌هاي مدرن هستند، به چه مجوزي، مجاز به هياهو و دروغ‌گويي عليه اينجانب و هيأت‌الرضا(ع) هستند؟ چرا قوه قضائيه، نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي و فرهنگي و علمي و حوزوي چاره‌انديشي نمي‌كنند؟

9ـ همه آناني كه در جريان فتنه‌سازي‌هاي اين بي‌هنران هستند، مي‌دانند كه خاصيت اصلي و اوليه و نهايي اين حاشيه‌سازي‌ها، بيهودگي است. هياهو براي هيچ! هدف بطلان‌سرايي اين شيطانك‌هاي موجه و غيرموجه سوءاستفاده از جهل و بي‌خبري عوام‌الناس است و مادر اين كينه‌ورزي‌ها اغلب حسد است و عجب! اميرالمؤمنين فرمودند: هرچه انسان را از ياد خدا غافل كند، در حكم قمار است و خوب مي‌دانم كه اين «قماربازهاي بي‌تقوا» به هر حيله‌اي دست مي‌زنند تا شايد از آب گل‌آلود، ماهي بگيرند... ولي هيهات! زيرا به همان صورت توهين‌آوري كه منافقان كورباطن به دوستان اهل‌البيت حمله‌ور مي‌شوند، حق نيز با اهانت خوارشان مي‌كند... اولئك لهم عذاب مهين (ان‌شاءالله).

10ـ اميدوارم آنان كه حتي پرده‌دري‌ها را به نهايت رسانده‌اند و به اينجانب (به عنوان يك شهروند و نه يك نوكر آستان اميرالمؤمنين) و به همسر شرعي و قانوني اينجانب نيز رحم نكرده‌اند، جواب روشني از جانب آل‌الله بگيرند كه به غير از اهل بيت، پناهي ندارم و به غير از خداي آل‌الله، منتقمي نمي‌بينم. فاغث يا غياث المستغيثين!

11ـ ابراهيم بن طلحه در شام در ميان هلهله مردم پرسيد: يا علي‌ابن‌الحسين(ع)، من غلب؟ چه كسي در اين جنگ پيروز شد؟ امام سجاد(ع) نگاهي كردند و فرمودند: اگر مي‌خواهي بداني چه كسي در اين جنگ پيروز شده است، آن هنگام كه وقت نماز شد، اذان و اقامه بگو! (كنايه از اين‌كه: نام كه را خواهي برد؟ آيا جز نام جد ما رسول‌الله؟!) و اين سخن ماست: كه پيروز جنگ‌هايي كه از عاشورا تا قيامت برقرار است، جز حسينيان، كسي نخواهد بود!
بياييد و مردمي كه در هيأت‌الرضا به حرمت نام سيدالشهدا(ع)، هروله و بي‌قراري مي‌كنند، ببينيد تا بدانيد پيروز اين جنگ كيست؟

12ـ به عنوان سرباز جان بر كف ولايت، گلايه‌ها و درددل‌هايم را در سينه نگه مي‌دارم تا آن لحظه‌اي كه به حضور پير و مرادمان، نايب امام، حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي ـ‌ مد ظله العالي ـ برسم كه معتقدم ساحل امن ولايت، دل‌هاي ناآرام ما را، اطمينان خواهد بخشيد. هرچند:
گفته‌ بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
تمام مجالس ما، در حكم بيعت با ولي فقيه و انقلاب و خميني كبير است و لاغير!

13ـ همه حرف‌هاي تو دلم فقط اينها كه با تو گفتم نيست
گاه چندين هزار جمله هنوز همه حرف‌هاي آدم نيست

14ـ اللهم عجل لوليك الفرج

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:8 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  |