تبليغاتX
< ایران مرز پر گهر
سه شنبه 30 بهمن1386
مرتضی شایسته رئیس اتحادیه تهیه‌کنندگان و پخش‌کننده "سنتوری" ظهر امروز در جمع خبرنگاران گفت: "باند توزیع قاچاق محصولات سینمایی سابقه چند ساله دارد و فیلم‌های زیادی را قربانی کرده است. سال گذشته پلیس امنیت با همکاری نیروی انتظامی و قوه قضائیه برای دستگیری این عده وارد میدان شد و توانست بخش اعظم قاچاق را مهار کند."

به گزارش مهر، وی در ادامه افزود: "گردش‌های مالی سیستم قاچاق در ایران بیش از 600 میلیارد تومان است، یعنی 25 درصد بیش از گردش مالی سینماهای ایران و قاچاق "سنتوری" هم چهار پنج میلیارد تومان به تهیه‌کننده ضرر زد. پس از گذشت مدتی از دستگیری عاملان قاچاق با بیرون آمدن "سنتوری" متوجه شدیم این شبکه هنوز فعال است و در مدتی کوتاه در تهران و شهرستان‌های اطراف سی دی را پخش کرد."

شایسته در پایان از مسئولان فرهنگی خواست ستاد دائمی مبارزه با سرقت محصولات سمعی و بصری راه‌اندازی کنند. فرامرز فرازمند تهیه‌کننده "سنتوری" هم گفت: "نخستین بار نسخه قاچاق "سنتوری" را 22 بهمن روی یک سایت دیدم و متوجه شدم قاچاق شده است. این فیلم حتی زیرنویس انگلیسی دارد که ناشیانه است و حتی نگارش نام مهرجویی به انگلیسی اشتباه است."

وی ادامه داد: "قرار بود این فیلم سوم مرداد در ایران و 13 مرداد در آمریکا اکران شود. ما فیلم را به شرکتی در آمریکا فروخته بودیم و زمانی که جلو اکران فیلم در ایران گرفته شد، پنجاه هزار دلار خسارت به این شرکت دادیم. همانطور که می‌دانید ساخت "سنتوری" 600 میلیون تومان هزینه داشت و با این اتفاق ضرر زیادی دیدیم."

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

جمعه 26 بهمن1386
محمدرضا شجريان پس از عمل جراحي موفقيت آميز، روزگذشته از روي تخت بيمارستان از مردم و دوستدارانش كه براي سلامت وي دعا كردند، تشكر كرد.

به گزارش فارس، محمدرضا شجريان كه به علت بيماري ريوي در بيمارستان كسري بستري شده بود، پس از عمل جراحي و بهبودي وضع عمومي‌اش از طريق فيلم كوتاهي كه روابط عمومي شركت دل‌آواز تهيه و در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده، از همه مردم كه آروزي سلامتي او را داشتند، تشكر كرد.

حال عمومي استاد مسلم آواز ايران در حال حاضر مساعد است و طي چند روز آينده از بيمارستان مرخص مي‌شود.

برای مشاهده فیلم بر لینک کلیک کنید.

http://media.farsnews.com/Media/8611/Video/861123/861123V0295318.wmv

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 23 بهمن1386
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:55 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 22 بهمن1386
به همين سادگي" رضا ميركريمي سيمرغ بلورين بهترين فيلم بخش مسابقه‌ي سينماي ايران جشنواره‌ي بيست و ششم فيلم فجر را دريافت كرد.

به گزارش ايسنا، فيلم‌ "آواز گنجشكها" مجيد مجيدي با دريافت چهار سميرغ ركوردار جشنواره‌ي بيست و ششم فيلم فجر شد و فيلم "به همين سادگي" رضا ميركريمي با دريافت سه سيمرغ در رتبه‌ي بعدي قرار گرفت.

در بخش بهترين کارگرداني سيمرغ بلورين به "مجيد مجيدي" براي کارگرداني فيلم "آواز گنجشک‌ها" رسيد و ديپلم افتخار اين بخش به "خسرو معصومي" کارگردان فيلم "باد در علفزار مي پيچد" اختصاص يافت.

در بخش فيلمنامه نيز سيمرغ بلورين به "سيدرضا ميرکريمي" و "شادمهر راستين" براي فيلمنامه "به همين سادگي" اهدا شد.

"هنگامه قاضياني" بازيگر فيلم "به همين سادگي" و "امين حيايي" بازيگر فيلم "شب" به ترتيب سيمرغ‌هاي بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن و مرد را به خود اختصاص دادند.

در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد همچنين يک ديپلم افتخار به " شهاب حسيني" بازيگر فيلم "محيا" اهدا شد.

سيمرغ ويژه هيات‌ داوران براي يک عمر دستاورد فني و هنري به "عليرضا زرين دست" اهدا شد و "حسين جعفريان" براي فيلم "ديوار" سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري را به‌ دست آورد.

در بخش تدوين سيمرغ بلورين به "حسن حسندوست" براي فيلم "آواز گنجشک‌ها"، در بخش موسيقي‌متن سيمرغ بلورين به "حسين‌عليزاده" براي فيلم آواز گنجشک‌ها، در بخش بهترين صداي فيلم سيمرغ بلورين به "ايرج شهزادي" براي فيلم "آتش سبز" ، در بخش طراحي‌صحنه و لباس سيمرغ بلورين به "ژيلا مهرجويي" و "شعله نواب‌تهراني" براي فيلم "آتش سبز" اهدا شد.

سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌هاي ويژه به "حسين طلابيگي" براي فيلم "پرچم‌هاي قلعه کاوه" اهدا شد و "سعيد ملکان" سيمرغ بلورين بهترين چهره‌پردازي را براي فيلم "آواز گنجشک‌ها" دريافت کرد.

"مهتاب نصيرپور" براي بازي در فيلم "فرزند خاک" و "محسن طنابنده" براي بازي در فيلم "استشهادي براي خدا" به ترتيب سيمرغ‌هاي بلورين بهترين بازيگر زن و مرد نقش مکمل را دريافت کردند.

در بخش بهترين فيلم از نگاه ملي (شرقي, ديني و ايراني) سيمرغ زرين به فيلم "فرزند خاک" به تهيه‌کنندگي سيد احمد ميرعلايي اهدا شد و پلاک طلايي سيمرغ از نگاه ملي به فيلم مستند "هفت رخ فرخ ايران" به تهيه کنندگي حسين حضرتي و فرزين رضائيان اختصاص يافت.

سيمرغ بلورين ويژه تماشاگران به فيلم هميشه "پاي يک زن در ميان است" به کارگرداني "کمال تبريزي" و تهيه کنندگي "محسن علي اکبري" اهدا شد.

همچنين لوح سپاس و پلاک طلايي سيمرغ از نگاه ملي را به کارگردان و تهيه‌کننده فيلم "آتش سبز" اهدا کرد.

فيلم "در ميان ابرها" به کارگرداني "سيد روح الله حجازي" عنوان بهترين فيلم اول جشنواره را به خود اختصاص داد و سيمرغ بلورين اين بخش را دريافت کرد.

در بخش بهترين فيلم کوتاه داستاني نيز دو ديپلم افتخار به "چاوش" ساخته "فرخ حنيفه نژاد زيبايي" و "در خانه ما" ساخته "مريم کشکولي نيا" اهدا شد و سيمرغ بلورين اين بخش به فيلم "بومرنگ" ساخته "داريوش غريب زاده" اختصاص يافت.

در بخش "چشم واقعيت" فيلم "ترانه اندوهگين کوهستان" به کارگرداني "حامد خسروي" سيمرغ بلورين بهترين مستند کوتاه را دريافت کرد و در اين بخش سه ديپلم افتخار به شرح ذيل اهدا شد:

ديپلم افتخار براي نگارش گفتار متن فيلم به‌ "روز حادثه" ساخته "محمدعلي فارسي"، ديپلم افتخار براي پژوهش علمي و فرهنگي براي فيلم "روشنان" ساخته "محسن رمضان زاده"، ديپلم افتخار براي نوآوري و تجربه جديد و ترکيب خلاقانه مستند و پويانمايي براي فيلم "سيانوزه" ساخته "رخساره قائم مقامي".

در بخش مستندهاي بلند نيز سيمرغ بلورين به فيلم "تينار" به‌کارگرداني "مهدي منيري" اهدا شد و ديپلم افتخار به فيلم "هفت رخ فرخ ايران" به کارگرداني "فرزين رضائيان" براي تهيه فيلمي موثر از فرهنگ و تاريخ غني ايران اختصاص يافت.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 22 بهمن1386
محمدرضا شجريان ساعتي پيش به علت مشكلات ريوي به اتاق عمل بيمارستان كسري رفت.

به گزارش فارس، محمد رضا شجريان امروز به علت بيماري و ناراحتي ريوي به بيمارستان كسري رفت و ساعتي پيش براي عمل ريه تحت عمل جراحي قرار گرفت.

بنا به اين گزارش، پزشك وي اعلام وضعيت شجريان را به بعد از انجام عمل موكول كرد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 22 بهمن1386
نامزدهای دریافت سیمرغ بخش های مختلف بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام شد .

به گزارش واحد مرکزی خبر، آواز گنجشک ها در ۱۱ رشته , به همین سادگی در ۱۰ رشته , فرزند خاک در ۷ رشته , باد در علفزار می پیچد و دیوار در ۶ رشته , آتش سبز در ۵ رشته , هامون و دریا و همیشه پای یک زن در میان است در ۴ رشته , استشهادی برای خدا و کنعان ۳ رشته , شب , محیا و پرچم های قلعه کاوه در ۲ رشته و سبز کوچک و حس پنهان در یک رشته نامزد دریافت سیمرغ در بخش سودای سیمرغ مسابقه سینمای ایران هستند.

نامزدهای جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی :
آتش سبز
آواز گنجشک‌ها
به همین سادگی
فرزند خاک
هامون و دریا

نامزدهای بهترین فیلم:
آواز گنجشک‌ها، به تهیه کنندگی (مجیدی مجیدی)
باد در علفزار می‌پیچد، به تهیه کنندگی (فتح‌اله جعفری جوزانی)
به همین سادگی، به تهیه کنندگی (سیدرضا میرکریمی)

نامزدهای بهترین کارگردانی:
محمدعلی طالبی برای کارگردانی فیلم (دیوار)
مجید مجیدی برای کارگردانی فیلم (آواز گنجشک‌ها)
خسرو معصومی برای کارگردانی فیلم (باد در علفزار می‌پیچد)
سیدرضا میرکریمی برای کارگردانی فیلم (به همین سادگی)

نامزدهای بهترین فیلمنامه:
علیرضا امینی و محسن طنابنده برای فیلمنامه (استشهادی برای خدا)
غلامرضا رمضانی برای فیلمنامه (سبز کوچک)
مجید مجیدی و مهران کاشانی برای فیلمنامه (آواز گنجشک‌ها)
خسرو معصومی برای فیلمنامه (باد در علفزار می‌پیچد)
سیدرضا میرکریمی و شادمهر راستین برای فیلمنامه (به همین سادگی)

نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زن:
الناز شاکردوست برای فیلم (باد در علفزار می‌پیچد)
گلشیفته فراهانی برای فیلم‌های (دیوار) و (همیشه پای یک زن در میان است)
هنگامه قاضیانی برای فیلم (به همین سادگی)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد:
شهاب حسینی برای فیلم (محیا)
امین حیایی برای فیلم (شب)
حبیب رضایی برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
محمدرضا فروتن برای فیلم (کنعان)
رضا ناجی برای فیلم (آوازگنجشک‌ها)

نامزدهای بهترین فیلمبرداری:
محمد آلاد پوش برای فیلم (به همین سادگی)
علیرضا زرین دست برای فیلم (فرزند خاک)
حسین جعفریان برای فیلم (دیوار)
محمدرضا سکوت برای فیلم (استشهادی برای خدا)
تورج منصوری برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)

نامزدهای بهترین تدوین:
حسن حسندوست برای فیلم‌های ( آواز گنجشک‌ها), (باد در علفزار می‌پیچد) و (دیوار)
مهدی حسینی‌وند برای فیلم‌ (فرزند خاک)
بهرام دهقانی و رضا شیروانی برای فیلم (هامون و دریا)

نامزدهای بهترین موسیقی متن:
فردین خلعتبری برای فیلم (هامون و دریا)
محمدرضا درویشی برای فیلم (آتش سبز)
حسین علیزاده برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
محمدرضا علیقلی برای فیلم‌های (به همین سادگی) و (شب)

نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش مکمل:
افسانه بایگان برای فیلم (کنعان)
مریم بوبانی برای فیلم (محیا)
نیره فراهانی برای فیلم (به همین سادگی)
نیوشا ضیغمی برای فیلم (حس پنهان)
مهتاب نصیرپور برای فیلم (فرزند خاک)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
سیاوش چراغی‌پور برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
محمد کاسبی برای فیلم (دیوار)
محسن طنابنده برای فیلم (استشهادی برای خدا)
مهران مدیری برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
حسن نجاریان برای فیلم (فرزند خاک)

نامزدهای بهترین صدای فیلم:
بهمن اردلان برای فیلم (کنعان)
محمدرضا دلپاک و یدالله نجفی برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
ایرج شهزادی برای فیلم (آتش سبز)
احمد صالحی برای فیلم (باد در علفزار می‌پیچد)
مهران ملکوتی برای فیلم (به همین سادگی)
نامزدهای بهترین طراحی صحنه و لباس:
سعید آهنگرانی برای فیلم (دیوار)
عباس بلوندی برای فیلم (فرزند خاک)
شیوا رشیدیان برای فیلم (به همین سادگی)
ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی برای فیلم (آتش سبز)
اصغر نژاد ایمانی برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)

نامزدهای بهترین جلوه های ویژه:
داود رسولیان برای فیلم (فرزند خاک)
محسن روزبهانی برای فیلم (هامون و دریا)
حسین طلابیگی برای فیلم (پرچم‌های قلعه کاوه)
نامزدهای بهترین چهره پردازی:
جلال‌الدین معیریان برای فیلم (پرچم‌های قلعه کاوه)
سعید ملکان برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
محسن ملکی برای فیلم (آتش سبز)

نامزدهای بهترین فیلم اول :
"در میان ابرها" به کارگردان (سید روح الله حجازی)
"حس پنهان" به کارگردانی (مصطفی رزاق کریمی)
"تنها دو بار زندگی می‌کنیم" به کارگردانی (بهنام بهزادی بروجنی)
نامزدهای بهترین فیلم کوتاه:
"بومرنگ" به کارگردانی (داریوش غریب‌زاده)
"چاووش" به کارگردانی (فرخ حنیفه‌نژاد زیبایی)
" در خانه‌ ما" به کارگردانی (مریم کشکولی‌نیا)
یدالله صمدی , مسعود فراستی , محمد رضا شرف الدین , محمدرضا مختاری و بیژن میرباقری داوران بخش نگاه اول و فیلم های کوتاه جشنواره بودند.

نامزدهای بهترین فیلم مستند کوتاه:
"ایران در اعلان" به کارگردانی (فرحناز شریفی)
"ترانه اندوهگین کوهستان" به کارگردانی (حامد خسروی)
"روز حادثه" به کارگردانی (محمدعلی فارسی)
"روشنان" به کارگردانی (محسن رمضان‌زاده)
"سیانوزه" به کارگردانی (رخساره قائم مقامی )
"من انرژی هسته‌ای نیستم" به کارگردانی (مهدی قربان‌پور)
نامزدهای بهترین فیلم مستند بلند و نیمه بلند :

"به کجا تعلق دارم" به کارگردانی (مهوش شیخ‌الاسلامی)
"تینار" به کارگردانی (مهدی منیری)
"هراس و پرواز" به کارگردانی (سحر سلحشور)
"هفت رخ فرخ ایران"‌ به کارگردانی (فرزین رضاییان)
داوران بخش فیلم های مستند محمد تهامی نژاد , دکتر محمد شهبا , احمد ضابطی جهرمی , وحید موسائیان و محمد رضا دزفولی بودند.

بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر از ۱۲ بهمن ماه در تهران آغاز شده است و تا ۲۲ بهمن ماه ادامه دارد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

شنبه 20 بهمن1386
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نقل از :http://www.tabnak.ir/pages/?cid=6274

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

چهارشنبه 17 بهمن1386

  

 

یه روز یه مسافر خسته با اسب و سگش از مسیر دشتی بدون آب و علف می گذشت. از آغاز سفر خیلی گذشته بود و مسافر و حیووناش بسیار گرسنه و تشنه بودن. در چشم انداز دشت، یه باغ محصور و سرسبز که درش نهر روون و درختای پرمیوه پیدا بود، به چشم می خورد. مسافر که به در باغ رسید، دید یه نگهبان بر سر در باغ ایستاده و یه تابلو بالای در نصب شده و روش نوشته: "بهشت"

مسافر پرسید: اینجا کجاست و نگهبان پاسخ داد: اینجا بهشته. مسافر ازش خواست که برای نوشیدن آب و یه استراحت کوتاه اونو راه بده. نگهبان گفت: برو داخل.

وقتی مسافر خواست با حیووناش داخل بشه نگهبان مانع شد و گفت ورود حیوانات به داخل بهشت ممنوعه. مسافر گفت: اونا تمام چیزای منن، تمام راهو با من بودن، اونا یه بخشی از زندگی منن. و نگهبان مانع شد. مسافر همچنان خسته و تشنه به راهش ادامه داد.

فرسخی جلوتر مسافر با صحنه مشابهی مواجه شد. باغی و نگهبانی و تابلوی بالای دری که روش نوشته بود بهشت. از نگهبان خواست برای رفع عطش و خستگی با حیووناش وارد بهشت شن و نگهبان اجازه داد.

بعد نیمروزی که مسافر برای ادامه راه از باغ خارج می شد، به نگهبان گفت: پایین تپه باغی هست که اونجا هم بهشته، اگر اون بهشت جعلیه چرا جلوشو نمیگیرید؟ نگهبان پاسخ داد: اونجا جهنمه و اتفاقا کار ما روهم راحت می  کنه. هر کسی حاضر باشه از چیزایی که دوست داره، از چیزایی که براش مهمن و براش آرمانن، بگذره وارد اونجا میشه و مشتریای ما کمتر میشن.

اما اگرکسی حاضر نباشه از مهمترین چیزای زندگیش بگذره به اینجا میاد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط   | 

دوشنبه 15 بهمن1386
باز هم یکی دیگر از اصحاب مطبوعات

اما او فقط از صحابه مطبوعات نبود...

بهتر او را بشناسیم:

احمد بورقانی بی خش ترین آدمی که شناختم

 

دیشب بی­هوا یک اس­ام­اس آمد که احمد بورقانی درگذشت. پشت فرمان بودم. دخترم فریده هم کنارم بود. چنان با صدای بلندی اِ گفتم که دخترم از جا کنده شد. مگر می­شود احمد به همین راحتی بمیرد؟! این هفته­ها به­خاطر انتخابات و جوشی که برای وضع فعلی می­زد، زیاد با هم، هم­جلسه بودیم. قلم بسیار روانی داشت و هوش فوق­العاده­ای؛ اما این­ها را خیلی­ها دارند. دل و روح زلالی داشت که آن را کمتر کسی دارد. احمد بورقانی را از سال­هایی که در ستاد تبلیغات جنگ کار می­کرد و خبر می­نوشت و بعد که به خبرگزاری جمهوری اسلامی رفت، می­شناختمش. بعدها که کمال خرازی به نیویورک رفته بود، احمد نماینده خبرگزاری در آن­جا شد. در این فاصله کمتر با او ارتباط داشتم. وقتی بعد از دوم خرداد آقای مهاجرانی وزیر ارشاد شد، معاونت مطبوعاتی که مهم­ترین جای سیاسی آن وزارت­خانه بود کاندیداهای فراوانی داشت. مهاجرانی احمد را انتخاب کرد. همه هم ساکت شدند و هم راضی.

احمد بی­خش­ترین شخصیتی بود که دیده­ام. هیچ­وقت نمی­شد او را عصبانی دید. از هیچ کس کینه در دل نداشت. از ادبیات راحتی استفاده می­کرد که دوستانه­ترین و شیرین­ترین رابطه را با خواننده­اش ایجاد می­نمود. نزدیک به سه دهه در حوزه خبر و اطلاع­رسانی بود. به خاطر روح مردانگی و صفای بی­نظیرش یاور همه مطبوعاتی­ها بود؛ از پی­گیری کارهای شخصی آنان گرفته تا مشکلات روزنامه­ها. بارها دیده بودم تا سردبیری را می­دید او را به گوشه­ای می­کشید و به صورت تخصصی مشکلات نشریه­اش را تشریح می­کرد و راهنمایی می­نمود. در همه جلسه­های مطبوعاتی در رسانه­ها حاضر بود. آن­قدر بر کارش مسلط بود که خاتمی، کروبی، جبهه مشارکت و ائتلاف اصلاحات و بعضی از نمایندگان مجلس با همه اختلاف نظرهایی که دارند، به او برای نوشتن بیانیه­ها و خبرهایشان بیش از همه اطمینان می­کردند و از وجودش بهره می­گرفتند. در مجلس ششم هم که نماینده بود در هیأت رئیسه کارپرداز مطبوعاتی بود. وقتی مجلس تمام شد پرونده اداری­اش را به ریاست جمهوری انتقال داد و مأمور خدمت به کتابخانه ملی شد. وقتی رئیس جدید کتابخانه ملی در زمان دولت جدید آمد، قبل از این که مراسم معارفه تشکیل شود پرونده استخدامی احمد را از آن­جا به ریاست جمهوری فرستادند. جالب این بود که احمد وقتی معاونت مطبوعاتی شده بود و جای رئیس کتابخانه فعلی رفته بود، خیلی اصرار می­کردند که از آن همه مشکلات دوران معاونت مطبوعاتی حرف بزند. با همان مردانگی نظام­آبادی قبول نمی­کرد. فکر کنم اصلاً در زندگی­اش قبول نکرد که علیه فردی حرف بزند.

نازنین و مهربان بود. هر کس از نیروها و افراد از یکدیگر دل­خور می­شدند، احمد با آن که از خیلی دوستان ما جوان­تر بود ولی پدرانه وارد حل و فصل می­شد. عضو جبهه مشارکت نبود اما از اکثر آنان فعال­تر و پرنشاط­تر در جهت اهداف و کارهایشان تلاش و فعالیت می­کرد. عضو اعتماد ملی نبود اما مشاور رسانه­ای آقای کروبی بود. شخصیت بی­خش او محبوبش کرده بود. با آقای خاتمی هم خیلی مأنوس بود. احمد مشکل­گشا بود. دیشب آخر شب با مصطفی تاج­زاده رفتم منزل احمد؛ همه بودند. واقعاً همه­ی شخصیت­های فرهنگی کشور به خصوص اصحاب رسانه در آن­جا بودند. باور کردنی نبود. همه در آن غربت شب منتظر احمد بودند که با لحن طنزپردازانه­اش لبخندی بر لب همه جاری کند؛ ولی نیامد. بهت و غربت و غم جایگزین آن لبخندها شده بود. سهام­الدین بورقانی فرزند روزنامه­نگارش را بغل کردم. نتوانستم گریه نکنم. فکر می­کنم آن همه جمعیت که دیشب تا بعد از نیمه شب در خانه احمد بودند همه خود را مثل خانواده احمد عزادار می­دیدند. احمد هم­چنان بخند و بخندان.

 

 

نقل از :www.webneveshteha.com

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 9 بهمن1386
محمد رضا، طلبه جوان مشهدالرضا در وبلاگ «رسم زمانه» نوشت: آن چه در زير مي‌آيد استفتايي است درباره حکم سيگار که شخصي از محضر عالم فرزانه حضرت آيت‌الله العظمي مکارم شيرازي ـ ادام الله ظله الوارف ـ به صورت شعر پرسيده‌اند و حضرت استاد هم پاسخ اين استفتاء شعري را با شعري زيباتر جواب داده‌اند. شايد براي شما هم خواندن آن جذاب باشد.

استفتا درباره حكم سيگار

ضمن عرض سلام به محضر مبارك فاضل و دانشمند و فقيه و مجتهد زمان، حضرت آيت‌اللّه العظمى مكارم شيرازى، از جهت كسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زير تقديم مى‌گردد.
غلامحسين توانا از كرمانشاه

آيت‌اللّه مكارم، اى فقيه نيك نام
اى همه عزّ و كمال و رفعت و جاه و مقام

اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وى همه نورت كلام و وى همه نغزت پيام!

مكتب اسلام دارد چون تو مردى سرفراز
فاضل و عادل به گيتى، حاذق فقه و كلام

متن «تفسير نمونه» منحصر شد در جهان
آفرين بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام

هر پيامش بى نظير و هر بيانش دلپذير
متنِ شيرين و روانش دل برد از خاص و عام!

ضمن تقديم ارادت زان سپس، عرض سلام
محضر آن پاك مرد گوهر فرخنده نام

آنچه اكنون گشته سنگين، حلّ اين معضل بود
اين گِره بگشاى و واكن باب رحمت روى عام

نيك دانى آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
طبق فتواى فقيهان مصرفش باشد حرام

مصرف «سيگار» دارد بس ضررها را ز پى
گر ندارد آن زيانى، پس ضرر باشد كدام؟

اين سموم بس كشنده روز و شب بيع و شرا
مى شود اينجا و آنجا با كمال اهتمام

فرض آنكه عايداتش باشد از انجم فزون
مى نيارزد آنچه دارد مرگ و بيمارى مدام!

مى نيارزد تا كه انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم كى پسندد اين غُل و زنجير و دام؟

اين چنين چيزى كه دارد پاى تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزيعش مدام؟

ساليانه صدهزاران مرده اند از اين طريق
اين ستم، گر نيست نقمت، پس چه بايد داد نام

چيست فتواى شما در محو اين «امّ الفساد»؟
يا چه دستورى نمايد منع آن را تا قيام؟

اى فقيه بافضيلت! رأى خود كن آشكار
هر كه گردد روسياه و يا كه گردد شادكام!

طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لايزال
در سلامت پايدار و در سعادت مستدام!
پاسخ استفتاء

جناب آقاى توانا

مى كنم با نام حق آغاز، اكنون اين كلام
مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!

نامه ات خواندم كه بد از هر نظر «فصل الكلام»
دلنشين و جامع و زيبا و جالب خوب و تام

از محبتها و ابراز ارادتهاى ناب
گشته ام ممنون و دارم از برايت يك پيام:

راست گفتى، مصرف «سيگار» دارد صد ضرر
بهر شيطان شد سلاح و بهر ديوان، هست دام!

شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ
در فسادش شك نكن از مذهب خيرالانام!

آن كه دل بندد به اين «امّ الخبائث» در جهان
از حقيقت دور باشد، در طريقت هست خام!

گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
اين به شكل «دود» باشد وان يكى «زهرى» به جام

گر بزرگى از بزرگان جايزش بشمرده است
بر بنى آدم خطا ممكن بُوَد از خاصّ و عام!

آنچه گفتم يك اشارت بود در اين مسأله
عاقلان را يك اشارت هست كافى، والسّلام!
 
نقل از http://www.tabnak.ir/pages/?cid=5724

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 8 بهمن1386
                                                     بسم‏الله‏الرّحمن‏الرّحيم

اوّلاً به برادران عزيز خيلى خوشامد عرض مى‏كنيم. مدّتى است كه اين جمع شوراى محترم نگهبان را با هم زيارت نكرده بوديم؛ اگرچه خدمت بعضى از آقايان مى‏رسيم. ثانياً من از زحمات برادران عزيز تشكّر مى‏كنم و مى‏دانم كه براى امر انتخابات دلسوزى و تلاش مجدّانه زيادى را دوستان كرده‏اند. از خداى متعال درخواست مى‏كنيم و اميدوار هستيم كه تفضّل الهى شامل حال شود و اين زحمات را قبول كند و همه برادران را ـ چه آنهايى كه در مركز هستند و چه آنهايى كه در سرتاسر كشور تلاش كردند ـ مأجور بدارد.

دهان دشمنان را دخالت مردم در حكومت می بندد
همه كسانى كه براى انتخابات كار و تلاش مى‏كنند، پيش خداى متعال مأجورند؛ چون انتخابات حقيقتاً امر مهمّى در كشور ماست. آن چيزى كه توانسته است دهان دشمنان عنود و لجوجِ جمهورى اسلامى را ببندد و بهانه‏هاى آنها را در همه چشمها واهى و سست بنماياند، حضور و شركت و انتخاب و دخالت مردم در امر حكومت است. مطمئناً اگر حكومت دينى از اين پشتوانه بزرگ برخوردار نبود، دشمنان ميدانهاى بيشترى براى قضاوتهاى غيرمنصفانه خودشان داشتند.
هر كس براى انتخابات كارِ توأم با اخلاص و به عنوان انجام وظيفه كند، اجر بسيار بالايى دارد؛ هم كسانى كه در وزارت كشور هستند، هم كسانى كه براى شوراى محترم نگهبان كار مى‏كنند، هم خودِ اعضاى محترم اين شورا. بنابراين هر چند كه فشار كار خيلى زياد بوده و زياد هم خواهد شد؛ اما وقتى انسان به اجر و رضايت الهى بينديشد، احساس مى‏كند كه كارهاى سنگين و بزرگ برايش آسان مى‏شود و مى‏تواند با نشاط كار كند.

درباره اختلاف نظرهايى كه بين شوراهاى نظارت و شوراى مركزى نظارت و وزارت كشور وجود دارد ـ هميشه اين اختلاف نظرها وجود داشته ـ بنده توصيه‏ام به طرفين هميشه اين بوده و هست كه ملاك را قانون قرار دهند؛ چون آن چيزى كه مى‏تواند خطّ شاخص باشد و از هرج و مرج ناشى از اختلاف‏نظر مانع شود، قانون است. خطّ قانون را ملاك قرار دهند و بر طبق قانون كار كنند. اين‏كه باشد، «انقطع عنه السن المعاندين»؛ كسانى كه حقيقتاً عناد دارند، نمى‏توانند بهانه‏جويى كنند؛ نقطه ضعفى بيابند و روى آن فشار بياورند.

دايره محرز را خيلى تنگ نگيريد
درباره احراز صلاحيتها قبلاً با جناب آقاى «جنّتى» و همچنين با بعضى از دوستان ديگر صحبتهاى متعدّدى داشته‏ايم. آنچه كه در مسأله احراز صلاحيت به ذهنم مى‏رسد، اين است كه احراز، وظيفه شوراى نگهبان است و قهراً بايد صلاحيتها را احراز كند؛ همچنان‏كه وظيفه وزارت كشور هم هست. كسى كه داوطلب مى‏شود تا وارد ميدانى شود كه شرايطى براى آن ميدان هست و شما هم مسئول اين گذرگاه هستيد، طبيعى است كه بايستى شرايط را در آن شخص احراز كنيد. اين، مخصوص شوراى نگهبان هم نيست؛ به عهده همه است. البته آقايان احراز را حتمى بگيريد؛ اما دايره محرز را خيلى تنگ نگيريد؛ يعنى صلاحيتى كه براى مجلس هست، مشخص شود كه چگونه صلاحيتى است. واقعاً ببينيم آن مقدار صلاحيتى كه براى مجلس در زمينه التزام به قانون اساسى و التزام به دين مبين اسلام و بقيه شرايط وجود دارد، چه اندازه التزامى است. مى‏شود اين را يك امرِ مقول به تشكيك دانست كه شدّت و ضعف دارد. آن التزام شديد كذايى كه با اندك چيزى كه ديده شود مخدوش مى‏گردد، معلوم نيست كه براى نماينده مجلس لازم باشد؛ آن مثلاً فرض بفرماييد براى رهبرى يا براى برخى از مقامات عالى‏رتبه ديگر لازم است.

براى مجلس حدّى از اين خصوصيات و شرايط لازم است كه ما اسمش را صلاحيتها مى‏گذاريم. آن حد را بايد درست تشخيص داد و آن را احراز كرد. گاهى مثلاً فرض بفرماييد يك نفر در فضايى قرار مى‏گيرد كه هيجانى مى‏شود و حرفى مى‏زند كه ممكن است حرف خوب و درستى نباشد؛ اما حاكى از عدم التزام آن شخص به دين يا به جمهورى اسلامى نيست. فرض كنيد جوانى است كه در محيطى هيجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفته‏اند و او هم حرفى زده، يا در جلسه‏اى كه دو، سه يا پنج نفر از دوستان راجع به كشور و اسلام صحبت مى‏كنند، جمله‏اى گفته كه اين جمله ممكن است در صحبتى دوستانه قابل قبول باشد ـ هرچند كه انتقادآميز بوده؛ يا انتقاد از رهبرى يا از برخى از مبانى نظام ـ اما نمى‏توان اين جمله و حرف را كه به گوش ما رسيده، حاكى بدانيم از اين‏كه اين شخص از صلاحيت ساقط شده است. اين مطلب را براى توضيحِ معناى تنگ نگرفتن دايره محرز گفتم. شرايطى هست كه بايد احراز شود؛ منتها اندازه وجود اين شرايط در اشخاص مختلف، ممكن است مختلف باشد؛ همچنان كه آن مسائلى كه حاكى از وجود يا فقدان اين شرايط هست، آنها هم در شرايط و اوضاع و احوال مختلف تفاوت پيدا مى‏كند.

احراز صلاحیت عرفی است
مطلب ديگر اين است كه ما احراز را حتمى مى‏دانيم؛ ولى در اين‏گونه مواقع عادتاً احراز يقينى و علمى ممكن نيست و احرازِ به معناى قيام بيّنه هم تقريباً همين‏طور است. اگرچه فرموده‏اند دو نفر يا سه نفر هم باشند كافى است؛ اما كمتر پيدا مى‏شود مواردى كه دو نفر شاهدِ عادلِ شهادت دهنده عن حسّ‏بيايند و راجع به مطلبى شهادت دهند. در خيلى از اين مسائل، مرزهاى حدس و حس با هم نزديك است و گاهى حدسيّات با حسيّات مشتبه مى‏شود؛ بخصوص كه در خيلى از حرفها و اظهارات، جاى تفاسير مختلف وجود دارد؛ يعنى شخصى حرفى زده، وقتى شما به خودش مراجعه مى‏كنيد، مى‏گويد من منظورم چيز ديگرى بوده است. نمى‏شود گريبان او را گرفت كه ظاهرِ حرفت اين است. اگر كسى خلاف ظاهر اراده كرده، يا در آن وقت توجّه به ظاهر نداشته، خلاف شرع كه نكرده است. بنابراين «ممكن است» شخصى خلاف ظاهر حرف زده باشد؛ همين ممكن كه شد، احتمال وارد مى‏شود و پايه شهادت عن حسٍّ را سست مى‏كند. بنابراين احراز كه مى‏گوييم، مراد احراز علمى يا احراز شرعى به معناى قيام بيّنه نيست، بلكه مراد احراز عرفىِ ناشى از قرائن و اَمارات است كه بايد قرائن و اَماراتى قائم شود و انسان با يك اطمينان عرفى به اين معنا برسد، كه البته ممكن است در هر دو طرف قرائن و اَمارات وجود داشته باشد؛ مثلاً اگر يك نفر در جايى حرفى زده و در جاى ديگرى هم حرف ديگرى زده كه نقطه مقابل آن حرف است، اين هم بايد به حساب بيايد و انسان از مجموع و برآيند اينها مطلبى را احراز كند؛ يعنى آن نقاط اثبات كننده هم در كنار نقاطى كه به حسب ظاهر، صلاحيتها را نفى مى‏كند، به حساب آيد.

البته خوشبختانه ـ همان‏طور كه جناب آقاى جنّتى اشاره كردند ـ قانون، گستره و امتداد منطقى‏اى دارد؛ يعنى موضوع در شوراهاى شهرستان و استان و بعد هم در هيأت مركزى در عرض بيست و يكى، دو روز بررسى مى‏شود و در طى اين مدّت فرصت براى خودِ شوراى نگهبان است كه اين شورا مى‏تواند نسبت به آنچه اتّفاق افتاده بازنگرى كند. اين خيلى فرصت خوبى است و هيچ اشكالى هم ندارد. البته هر وقت انسان پى برد كه مسأله‏اى حقّ است، هيچ اشكالى ندارد كه بگويد ما آن وقت اين‏طور تشخيص داديم، حالا طور ديگرى روشن شد؛ از حرفمان برمى‏گرديم. انسان نبايستى در مقابل آنچه كه فهميد و تشخيص داد كه حقّ است، پافشارى كند.

شوراى نگهبان، مجموعه بسيار باارزشى است
الحمدلله مجموعه شوراى نگهبان، مجموعه بسيار باارزش و گرانبهايى است؛ فقها و حقوقدانان محترم؛ شخصيتهاى خوشنام، خوش‏سابقه و امين. بنابراين حقيقتاً مى‏توانيد يك نگاهِ با فرصتى بكنيد و اطمينان مردم هم جلب خواهد شد. من البته به‏هيچ‏وجه توصيه نمى‏كنم كه كسى در مقابل افرادى كه مى‏خواهند با قانون گردن‏كلفتى كنند كوتاه بيايد؛ اين را هم به آقايان گفتم، هم به بعضى از كسانى كه براى شكايت پيش ما آمدند؛ اما مؤكّداً توصيه مى‏كنم كه مراقب باشيد حقّ كسى ضايع نشود؛ چون ردّ صلاحيت چيز كوچكى نيست؛ يعنى اين‏كه ما كسى را ردّ صلاحيت كنيم و احياناً صلاحيت داشته باشد. «جرح»، مسأله خيلى مهمى است. اين‏طور نيست كه بگوييم ما اين‏طور فهميديم؛ نه، بايد جوانبش كاملاً ديده و رعايت شود. در بعضى از موارد و مصاديقى ـ بنا نداريم وارد جزئيّات شويم ـ كه به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و ديدم، اين معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت. بايد سعى كنيد آنچه انجام مى‏گيرد، متقن باشد. من همواره به دوستان عزيز و محترم شوراى نگهبان گفته‏ام كه انسان بايد جاى پا را مستحكم انتخاب كند و بر روى آن بايستد؛ زير پا نبايستى سست باشد و هيچ شبهه تخلّف و تخطّى از قانون يا كوتاهى در امر تطبيق با قانون نبايد به‏وجود آيد.

حقّ كسى پامال نگردد
مردم دوست دارند در انتخابات شركت كنند و ان‏شاءالله شركت هم مى‏كنند و به انتخابات علاقه‏مندند و اين روالِ احراز و تشخيص صلاحيت هم يك روال همه جايىِ دنيايى است و مخصوص ايران و مخصوص مجلس شوراى اسلامى هم نيست. در همه جا وقتى انسان براى مسئوليتى مأموريت دارد كه مسئول معيّن كند، قهراً تفحّص و جستجو مى‏كند كه آيا اين شخص صلاحيت دارد يا ندارد؛ اين هيچ ارتباط ندارد به اين‏كه مجلس شوراى اسلامى باشد يا غيرمجلس شوراى اسلامى. بنابراين كار، كار معمولى‏اى است؛ كارى است كه در همه جاى دنيا و پيش همه عقلاى عالم انجام مى‏گيرد. فرض كنيد يك نفر را براى مسئوليتى به مجلس معرفى مى‏كنند. مجلس بى‏خود كه به اين شخص رأى نمى‏دهد، بلكه تفحّص، تحقيق، مطالعه و جستجو مى‏كند تا ببيند كه اين شخص نقطه ضعفى نداشته باشد. اگر نپسنديد، رد مى‏كند. اين رد كردن را نمى‏شود به مجلس ايراد گرفت؛ زيرا مجلس صلاحيت آن شخص را احراز نكرده و او را رد كرده است. عين همين قضيه درباره نمايندگان مجلس هم طبعاً صادق است. بنابراين روال، روال عادّى است و مردم هم اين روال را قبول دارند و قانون اساسى هم اين روال را احراز كرده است. آنچه كه وظيفه من و شماست، اين است كه سعى كنيم آنچه را كه وظيفه قانونى است، با دقّت و با اتقان و با رعايت حال آن كسانى كه با آنها سر و كار داريم، انجام دهيم؛ يعنى ظلم به كسى نشود و حقّ كسى پامال نگردد. افرادى كه صداى كلفتى دارند و همه صداى آنها را مى‏شنوند، به نظر من به قدر آن استاد دانشگاه كه فرضاً نامه خصوصى به جناب آقاى جنّتى مى‏نويسد كه مرا رد صلاحيت كرده‏اند، در حالى كه خصوصيات و سوابق من اين است، اهميت ندارند. من دلم براى آن شخص مى‏سوزد و براى كسى كه در گوشه و كنار باشد و خداى نكرده به حقّ او بى‏توجّهى شده و ردّ صلاحيت شده، در حالى كه به‏طور عقلايى و عرفى و با همان قرائن عادّى مى‏شود صلاحيتش را احراز كرد. آنچه بنده را نگران مى‏كند اين است كه نكند چنين اتّفاق بيفتد. حالا كه الحمدلله فرصت هست، واقعاً پرونده يك‏يك افرادى را كه هستند، نگاه كنيد. البته ممكن است بعضى سابقه‏اى داشته باشند كه انسان براساس قرائنى كه دارد، تأييد مى‏كند آن سوابق ـ كه الان مطلوب نيست ـ از آن اشخاص منقطع شده است. بنابراين انسان بايد برطبق وضعيت حال حكم كند.

در مورد نمايندگان حملِ بر صحّت كنيد
در مورد نمايندگان مجلس هم من به جناب آقاى جنّتى پيغام دادم ـ پاى اين مطلب هم ايستاده‏ام و به نظر من هيچ شبهه هم ندارد ـ كه اين‏جا جاى استصحاب است، مادامى كه خلافش ثابت شود؛ يعنى شما نگوييد ما آن وقت يقين نداشتيم؛ نه، حملِ بر صحّت كنيد. جايى هم كه هم عمل خودتان را ـ آنهايى كه بوديد ـ هم عمل ديگران را ـ آنها كه نبودند ـ شك داريد، حملِ بر صحّت كنيد. اينهايى كه آمدند، با احراز آمده‏اند؛ مگر خلافش ثابت شود. اگر خلافش ثابت شد، به حرف هيچ‏كس گوش نكنيد و همان مطلبى را كه ثابت شده عمل كنيد؛ اما اگر خلافش ثابت نشد، اين احراز، استصحاب است و هيچ لزومى ندارد كه انسان بخواهد از طريق ديگرى اين صلاحيت را احراز كند. به نظر من در مورد نمايندگان مجلس، مى‏شود اين كار را انجام داد. البته حساب آن كسى كه بعد از احراز صلاحيت، عدم صلاحيتش ثابت شده، جداست و آن، محلِّ كلام نيست؛ اما مادامى كه احراز عدم صلاحيت نشده، جاى استصحاب صلاحيت است؛ آن وقت صالح بود، حالا هم صلاحيتش را استصحاب كنيد. آن‏جايى هم كه شك هست، استصحاب كنيد. اين، مخصوص نمايندگانى است كه احراز صلاحيتشان در دوره قبل شده است.

البته كسانى در دوره‏هاى اسبق بوده‏اند كه طبعاً چنانچه در دوره قبل صلاحيتشان رد شده باشد، ديگر اين‏جا جاى استصحاب نخواهد بود؛ اما اگر كسانى هستند كه دوره‏هاى قبل در مجلس بوده‏اند و بعد هم اصلاً نامزد نشده‏اند، همين حرف برايشان جارى خواهد بود.
راه، راه هموارى است؛ راه دشوارى نيست؛ بعضى سعى مى‏كنند كارهاى آسان را مشكل كنند و كارهايى كه راه قانونى دارد، از راه قانونى مشى نكنند؛ نه، اين كار راه قانونى دارد و شما تازه مسئوليت قانونى و رسميتان شروع شده و مى‏توانيد رسيدگى كنيد. در اين زمينه هيچ اشكالى به نظر نمى‏رسد. 

از فشار ابايى نداشته باشيد
به‏هرحال ما شما را دعا مى‏كنيم؛ دشوارى كار شما را هم مى‏دانيم. اين‏طور كارها كه رنگى از قضاوت دارد، هميشه مورد تهاجم است؛ بالاخره يكى از دو نفر در قضاوت، انسان را مورد طعن و دق قرار مى‏دهند؛ اين مسأله قهرى است و انسان بايستى خودش را براى اين‏طور مسائل آماده كند. هرچه اين فشارها بيشتر باشد، اجر شما پيش خداى متعال بيشتر است؛ از اينها خيلى ابايى نداشته باشيد؛ بالاخره هست. در راه حفظ نظام مقدّس جمهورى اسلامى و براى اقامه اين بناى رفيع و مستحكم كه اميد آينده امّت اسلامى است و امروز هم مايه اميد امّت اسلامى است، بايد مبارزه و مجاهدت كرد؛ بايد سختيها را تحمّل نمود. انواع و اقسام سختيها وجود دارد و اين هم يكى از سختيهاست، كه البته فقط هم اين نيست. ان‏شاءالله اين سختيها را تحمّل كنيد، خداى متعال اجر خواهد داد.
والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
 
24/10/82
 
منبع: leader.ir

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 8 بهمن1386

پشتش ‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني

مي‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد رفت.

سنگ‌پشت،‌ ناراضی ونگران بود.

پرنده‌اي‌ درآسمان‌ پر زد، سبك؛

و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست،

اين‌ عدل‌ نيست. كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌

نمي‌كردي. من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه. و در لاك‌

سنگي‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نا اميدي .

خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد. زمين‌ را

نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود.

و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌

نمي‌رسد .

 

چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است .

حتي‌ اگراندكي .

و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي .

و باور كن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست،‌

توپاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا .

خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت. ديگر نه‌ بارش‌

چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور .

سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتي‌ اگر اندكي؛

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

یکشنبه 7 بهمن1386


 

 باور کنین غرضم از این شعر توهین به  کمونیست ها نیست. همین جوری شد دیگه:

 

خبرای بدی از دنیا میاد! رفیقکم!

شنیدم پریده رنگ سرخ پرچما یه کم!

شنیدم لنین تو تگزاس سه تا کارخونه زده!

شنیدم فیدل نشون مک دونالدُ بلده!

شنیدم که تروتسکی با تبر تو گردنش،

شده آرتیست یه فیلم هالیوودی با زنش!

وقتی عکس چه شده تی شرت خواننده ی رپ،

دیگه آبرویی باقی می مونه برای چپ؟

 

چپا چپ کردنُ آوردنشون به راه راست!

بگو سرزمین موعود برابری کجاست؟

پیش قدرت ربات کنف شدن کارگرا!

شکر نی شکرای کوبا شد کوکا کولا!

 

شنیدم که هوشه مین رئیس سازمان سیاس!

استالین یه گله دار دم کلفت تو آمریکاس!

خیلیا می گن آلنده شده تاجر سهام!

دست لخ والسا رُ دیدن تو جیب عموسام!

شنیدم مائو تو غرب رستوران چینی زده!

مالکوم x هزار دفعه به رستورانش اومده!

دیگه حرمتی نداره نه مسلسل، نه قلم!

خبرای بدی از دنیا میاد! رفیقکم!

 

چپا چپ کردنُ آوردنشون به راه راست!

بگو سرزمین موعود برابری کجاست؟

کارگرها کم آوردن پیش قدرت ربات!

هر چی نی شکر تو کوباس شده وقف آبنبات!

 

 

یغما گلرویی

 

نقل از http://www.webneveshteha.com/

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

یکشنبه 7 بهمن1386
گفت:چطور میشه که من نمیتونم واسه تو از خود گذشتگی کنم...حتی دلم نمیاد یه برناممو به خاطر تو به هم بزنم؟؟

گفتم:شاید هنوز عاشق نشدی......

گفت: اما انگاری دوستت دارم

گفتم:هنوز عاشق نشدی.....

گفت: سعی میکنیم بشم

گفتم:هنوز.....

تو اصلاْ نمیشی.....هیچوقت...چون همه رو برای یکی دیگه میخوای و هر کسی واست مفهوم خودشو نداره......

بیخیالش شو.........دست از سر ما هم بر دار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدایی تا به حال مطلب در این حد هجو خونده بودید؟؟؟!!!!!!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

چهارشنبه 3 بهمن1386
همه در حسرت یک پروازند

من به پرواز نمی اندیشم

به تو می اندیشم

که تو زیبا تر از اندیشه یک پروازی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط   | 

سه شنبه 2 بهمن1386
حاج قربان خراسانی دوتار زن معروف آن دیار درگذشت. از زمانی که وزارت ارشاد بودم خیلی می­دیدمش و بارها با او هم صحبت شده بودم. موسیقی­های محلی در ایران واقعاً غریب هستند. هنرجویان یا موسیقی­های جهانی را می­خوانند و می­نوازند و یا موسیقی­های معمول ایرانی را؛ موسیقی­های بومی کم­تر مورد توجه قرار می­گیرد. حاجی یکی از آنان بود که عمر خود را صرف موسیقی بومی بخشی منطقه­ی قوچان کرد. اولین بار در دوران وزارت آقای خاتمی، در سال ۶۹، در کنسرتی که در تأتر شهر برگزار شده بود، به­صورت علنی نواخت. آن­قدر آن موسیقی ایجاد شور و شوق کرد که استاد شجریان روی صحنه رفت و حاجی را بوسید. دوست خوبم آقای خوشرو که معاون هنری وزارت ارشاد آن روزها بود برایم نقل می­کرد که یک بار حاج قربان خصوصی به من گفته بود که نمی­دانم چرا این سازم گاهی با من واقعاً قهر می­کند؛ چند روز نازش را می­کشم؛ وقتی آشتی می­کند آن قدر می­زنم که خودم هم نمی­فهمم چه­قدر ساز زده­ام. حاجی در فستیوال اوینیون فرانسه هم به همت ارشاد آن روز شرکت کرد. معروف بود دو هزار خبرنگار آن را پوشش می­دهند. وقتی حاج قربان زد، آن قدر جاذب بود که عکسش را پشت جلد لیبراسیون چاپ کردند. خدا رحمت کند کیومرث صابری (گل آقا) را؛ نقل می­کرد با خوشرو همراه حاجی بودند؛ آن قدر مردم ازدحام کردند که از حاجی امضا بگیرند که نتوانستیم به موقع به فرودگاه برسیم و با پرواز بعدی به ایران آمدیم. حالا که او رفته است؛ تلاش و تلنگری برای احیای موسیقی­های محلی باید انجام داد؛ به خصوص کسانی که فرزندان مناطق صاحب موسیقی بومی هستند، در این مورد وظیفه­ی بیشتری دارند. خدا رحمتش کند

نقل از :http://www.webneveshteha.com/

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 1 بهمن1386
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  |