به گزارش مهر، خانمحمدی سال 1323 در همدان متولد شد و پس از آنکه در نوجوانی همراه خانواده به تهران آمد، چند سال در ارتش در مقام افسر ارشد کار کرد. او سال 1347 وارد سینما شد و بیشتر در نقشهای فرعی حضور داشت.

زندهياد خانمحمدي در فيلم گروگان


زندهياد خانمحمدي در فيلم گروگان

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط سیمرغ
|
امام سجاد وقتی با خدا حرف میزند خیلی عاشقانه حرف میزند. عشق و عاشقی کردن با خدا چه باشکوه و چه لذتبخش است؛ ابراز عشق به خدایی با آن همه قدرت و آن همه مهربانی و زیبائی. مناجاتی که اوج دعاهای ماه رمضان است دعایی است که ابوحمزهی ثمالی از قول امام چهارم نقل کرده است؛ طولانی است ولی آنقدر لطیف و عاشقانه است که اگر کسی معنای آن را بفهمد، گذر زمان را نمیفهمد. درست مثل صحبت هر عاشق و معشوقی که زمان را نمیفهمد و لحظهی پایان سختترین لحظههاست. در این دعا آن قدر امام سجاد راحت با خدا حرف میزند که در همان لحظه میتوان حس کرد که خدا با لبخند زیبائی آغوشش را باز کرده و "گناهکاران" را به آغوش گرمش دعوت میکند. در همه جای دعا میتوان دید که خدا لبخند مهربانانه دارد و تو را در آغوشش جا میدهد. امام سجاد میگوید: "خدایا من که نگفتم گناه نکردم. خودت و خودم بهتر از همه میدانیم که من چهقدر گناهکارم. اما هروقت گناه میکردم امید داشتم تو آن را میپوشانی. اگر میدانستم جز تو کس دیگری از گناهانم مطلع میشود که گناه نمیکردم. تو را مهربانترین میدانستم که جلوی تو گناه کردم. اما خودت میدانی همان زمان هم که گناه میکردم، وجودت را انکار نمیکردم و در عین گناه دوستت داشتم. حالا اگر قیامت به خاطر گناهانم مرا به جهنم ببری، حق داری؛ ولی همین که وارد جهنم شوم به همهی جهنمیها اعلام میکنم من خدا را دوست داشتم ولی باز هم من را به جهنمش آورده است. خدایا تو که هیچوقت به خاطر آنکه گناه میکردم نعمتهایت را از من دریغ نکردی. به هر دلیلی کمکم کردی. گناهانم را نادیده گرفتی. بدیهایم را پوشاندی. آنقدر مهربانی کردی که به جای آنکه من نگران باشم، گویا تو از من خجالت میکشی. پس مرا ببخش." این خدای مهربان و پرلطافت و پرلبخند، همان خدائی است که امروز جامعهی ما به آن نیاز دارد. امشب اولین شب قدر امسال است. شبهایی که خدا خودش دعوت کرده که در آغوشش جا بگیریم. با همهی گناهانمان اگر در این شبهای قدر که سرنوشت سال ما در آن مشخص میشود، نگاهی به درگاهش بیندازیم، حتماً لبیک مهربانانه و آغوش بازش را میبینیم. التماس دعا.
نقل از :www.webneveshteha.com
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|
طبق در خواستهای مندرج در کارت که الزام به آوردن لباس گرم و چتر کرده بود من هم عمل کرده و از این همه توجه به برگذاری جشن تعجب کردم!
خلاصه روز موعود آمد و من به همراه دوستان به سمت برج میلاد و محل برگذاری روان شدیم،از آنجا که در کارت خواسته بودند زودتر بیاییم تا محل پارکینگ پر نشود ما زود رفتیم تا به افطار هم برسیم.ساعت ۶:۳۰ جلوی درب اصلی به ما فهماندند که کسانی که کارت پارک دارند می توانند داخل شوند و در غیر این صورت بیرون باید ماشین را پارک کرده و تا تالار پیاده برویم...البته در قبل نه اطلاعی داده بودند ونه کارت پارکی!
ما هم چنین کردیم.
به حمد الله بدلیل عدم وجود راهنما و حضور مسئولین در محوطه سرگردان بودیم تا بالاخره فهمیدیم باید از آسانسوری که در پارکینگ است به سمت سالن برویم.تا طبقه پنجم به همراه تعداد زیادی از مهمانان رفتیم که بعد از رسیدن ،آقایی با لحن بسیار زننده به همه فهماند که تا ساعت ۹ باید در همان حیاط یک لنگه پا باشن!!!!
خوب تا اینجا که سیستم مدیریتی بد نبود! چون عادت به همچین برنامه هایی بود!
خلاصه بعد از افطار و هجوم زیبای مهمانان عزیز به سمت آب! چای ! قهوه و حرکات زیبای دیگر به سمت آسانسور هجوم بردیم که سوار آسانسور شویم تا به بالا برسیم.در آنجا هم توسط نیروهای بدن سازی شده و زیبا هیکل! به اندازه کافی تحقیر شدیم تا در جایی که جایی برای نشستن نبود بشینیم!
مراسم ۱ ساعت دیر تر آغاز شد!البته جای نگرانی نبود که در این مدت به اندازه کافی سرمان به انواع حرکات گرم بود!!!
البته یادم رفت بگویم که خنده مردم به چتر و لباس گرم که در دستم بود برای من شبی به یاد ماندنی از این همه حسن توجه مسئولین ساخت!
اما در انتها از همه دست اندرکاران خانه سینما و آقای تارخ تشکر میکنم.که به واقع جدا از مسائل حاشیه بسیار ،جشن امسال به یاد ماندنی و متنوع و در این حال در برخی موارد حیرت آور بود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|
امروز سالگرد در گذشت آیت اله طالقانی است.مردی که نمیتوان در مورد او کوتاه نوشت در یادبودش و نمیتوان نوشت بی هیچ گونه مطالعه عمیق در زندگی و احوال زندگانی و روحانی و عرفانی وی.
بار ها قلم به دست گرفتم ولی زیبا تر از جمله بالا که در روزنامه اعتماد ملی چاپ شده بود نیافتم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|
همچنان که ماه رمضان در میان ماه ها عزیز کرده ی خداست، شب جمعه هم بر اساس آموزه های دینی ما شب عزیز کرده ی خداست. امشب اولین شب جمعه ی ماه رمضان است. در روایات آمده است که از ابتدا تا صبح روز جمعه ملکی ندا می دهد که گناهکاران کجایند که بیایند و توبه کنند. بشر امروز و منجمله ما نیازمند توجه به معنویت هستیم. در شلوغی و هیاهوی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی موجود، خیلی ها یادمان رفته که خدای مهربان و پر لبخندی هم هست که می توانیم در آغوش او آرامش و شادی و مهربانی را باز یابیم. خیلی ها وقتی سختی ها و ناکامی ها و ریاکاری ها را می بینند که بنام دین و اسلام و خدا انجام میشود، با خدا قهر می کنند. بعضی ها به دلیل آن که گناه کرده اند و یا به دستورات جاری دینی عمل نمی کنند، گمان می برند خدا با آنها قهر می کند و دیگر از درگاه او نا امید می شوند. عده ای تصور می کنند که اگر می خواهند امروزی باشند و عضو دنیای مدرن، قید ارتباط با خدا را می زنند. اما واقعیت این است که هیچوقت آغوش خدا بر روی بندگانش بسته نخواهد شد. خدایی که ما می شناسیم آن قدر بزرگ است و آن قدر مهربان است که در ورای همه ی این تصورات باز هم به "همه" ی آنها که حتی برای یک لحظه بی آن که کسی بفهمد، در دل یکبار یا خدا میگویند لبیک بگوید. این نیاز خدا نیست. این نیاز همه ی ما است، حتی اگر به روی خود هم نیاوریم. شب جمعه و ماه رمضان یکی از آن ایامی است که می توانیم صمیمانه تر لبخند خدا را ببینیم. یک یا خدایی امشب بگوئیم، می بینیم که خدا هم چه زیبا پاسخ می دهد و آن لبخند چه آرامشی را به ارمغان می آورد. این ارتباط مستقیم با خدا حق هر کسی است که مخلوق اوست.
نقل از سایت: http://www.webneveshteha.com
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط سیمرغ
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|














مناظر اطراف با پوشش سراسر سبز و گاه رنگياش آدمي را وادار ميكند به بيشتر ديدن.



لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|











نقل از سایت تابناک:
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|
















لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط سیمرغ
|