تبليغاتX
< ایران مرز پر گهر
یکشنبه 31 شهریور1387
فرهاد خانمحمدی، ساعت 13 امروز جمعه 29 شهریورماه در سن 64 سالگی بر اثر ایست قلبی در بیمارستان رسول اکرم (ص) از دنیا رفت.

به گزارش مهر، خانمحمدی سال 1323 در همدان متولد شد و پس از آ‌ن‌که در نوجوانی همراه خانواده به تهران آمد، چند سال در ارتش در مقام افسر ارشد کار کرد. او سال 1347 وارد سینما شد و بیشتر در نقش‌های فرعی حضور داشت.

زنده‌ياد خانمحمدي در فيلم گروگان

 از جمله نقش‌آفرینی‌های آن مرحوم در سینما می‌توان به «سفیر»، «واکنش پنجم»، «قارچ سمی»، «مسافر ری»، «توطئه»، «گروگان»، «معجزه خنده»، «دمرل»، «افعی»، «مومیایی 3»، «آپارتمان شماره 13»، «ساوالان»، «هی جو»، «مادیان» و بیش از پنجاه فیلم دیگر اشاره کرد.

زنده ياد خانمحمدي در مجموعه كارآگاه علوي
 
زنده‌یاد خانمحمدی در مجموعه‌های تلویزیونی نیز حضوری مداوم داشت و در آثار تاریخی «سربداران» و دو سری «کارآگاه علوی» بازی کرد. مراسم تشییع پیکر آن مرحوم صبح روز یکشنبه، 31 شهریور، از مقابل خانه سینما برگزار می‌شود.
نقل از سایت:www.tabnak.ir

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

جمعه 29 شهریور1387
سیمرغ:جناب ابطحی در سایت خود همچون گذشته نوشته زیبایی در مناسبت این ایام گذاشتند که در پیش روی شما عزیزان قرار دادم:

امام سجاد وقتی با خدا حرف می­زند خیلی عاشقانه حرف می­زند. عشق و عاشقی کردن با خدا چه باشکوه و چه لذت­بخش است؛ ابراز عشق به خدایی با آن همه قدرت و آن همه مهربانی و زیبائی. مناجاتی که اوج دعاهای ماه رمضان است دعایی است که ابوحمزه­ی ثمالی از قول امام چهارم نقل کرده است؛ طولانی است ولی آن­قدر لطیف  و عاشقانه است که اگر کسی معنای آن را بفهمد، گذر زمان را نمی­فهمد. درست مثل صحبت هر عاشق و معشوقی که زمان را نمی­فهمد و لحظه­ی پایان سخت­ترین لحظه­هاست. در این دعا آن قدر امام سجاد راحت با خدا حرف می­زند که در همان لحظه می­توان حس کرد که خدا با لبخند زیبائی آغوشش را باز کرده و "گناهکاران" را به آغوش گرمش دعوت می­کند. در همه جای دعا می­توان دید که خدا لبخند مهربانانه دارد و تو را در آغوشش جا می­دهد. امام سجاد می­گوید: "خدایا من که نگفتم گناه نکردم. خودت و خودم بهتر از همه می­دانیم که من چه­قدر گناهکارم. اما هروقت گناه می­کردم امید داشتم تو آن را می­پوشانی. اگر می­دانستم جز تو کس دیگری از گناهانم مطلع می­شود که گناه نمی­کردم. تو را مهربان­ترین می­دانستم که جلوی تو گناه کردم. اما خودت می­دانی همان زمان هم که گناه می­کردم، وجودت را انکار نمی­کردم و در عین گناه دوستت داشتم. حالا اگر قیامت به خاطر گناهانم مرا به جهنم ببری، حق داری؛ ولی همین که وارد جهنم شوم به همه­ی جهنمی­ها اعلام می­کنم من خدا را دوست داشتم ولی باز هم من را به جهنمش آورده است. خدایا تو که هیچ­وقت به خاطر آن­که گناه می­کردم نعمت­هایت را از من دریغ نکردی. به هر دلیلی کمکم کردی. گناهانم را نادیده گرفتی. بدی­هایم را پوشاندی. آن­قدر مهربانی کردی که به جای آن­که من نگران باشم، گویا تو از من خجالت می­کشی. پس مرا ببخش." این خدای مهربان و پرلطافت و پرلبخند، همان خدائی است که امروز جامعه­ی ما به آن نیاز دارد. امشب اولین شب قدر امسال است. شب­هایی که خدا خودش دعوت کرده که در آغوشش جا بگیریم. با همه­ی گناهانمان اگر در این شب­های قدر که سرنوشت سال ما در آن مشخص می­شود، نگاهی به درگاهش بیندازیم، حتماً لبیک مهربانانه و آغوش بازش را می­بینیم. التماس دعا.

                                           نقل از :www.webneveshteha.com

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 26 شهریور1387
نقدی بر برگذاری جشن خانه سینما!
برگه دعوت را که گرفتم به امید بر گذاری جشن خوبی به یاد زمان دبیری پرویز پرستویی عزیز بر جشنهای خانه سینما برای خود رویای شبی به یاد ماندنی ساختم.

طبق در خواستهای مندرج در کارت که الزام به آوردن لباس گرم و چتر کرده بود من هم عمل کرده و از این همه توجه به برگذاری جشن تعجب کردم!

 خلاصه روز موعود آمد و من به همراه دوستان به سمت برج میلاد و محل برگذاری روان شدیم،از آنجا که در کارت خواسته بودند زودتر بیاییم تا محل پارکینگ پر نشود ما زود رفتیم تا به افطار هم برسیم.ساعت ۶:۳۰ جلوی درب اصلی به ما فهماندند که کسانی که کارت پارک دارند می توانند داخل شوند و در غیر این صورت بیرون باید ماشین را پارک کرده و تا تالار پیاده برویم...البته در قبل نه اطلاعی داده بودند ونه کارت پارکی!

ما هم چنین کردیم.

به حمد الله بدلیل عدم وجود راهنما و حضور مسئولین در محوطه سرگردان بودیم تا بالاخره فهمیدیم باید از آسانسوری که در پارکینگ است به سمت سالن برویم.تا طبقه پنجم به همراه تعداد زیادی از مهمانان رفتیم که بعد از رسیدن ،آقایی با لحن بسیار زننده به همه فهماند که تا ساعت ۹ باید در همان حیاط یک لنگه پا باشن!!!!

خوب تا اینجا که سیستم مدیریتی بد نبود! چون عادت به همچین برنامه هایی بود!

خلاصه بعد از افطار و هجوم زیبای مهمانان عزیز به سمت آب! چای ! قهوه و حرکات زیبای دیگر به سمت آسانسور هجوم بردیم که سوار آسانسور شویم تا به بالا برسیم.در آنجا هم توسط نیروهای بدن سازی شده و زیبا هیکل! به اندازه کافی تحقیر شدیم تا در جایی که جایی برای نشستن نبود بشینیم!

مراسم ۱ ساعت دیر تر آغاز شد!البته جای نگرانی نبود که در این مدت به اندازه کافی سرمان به انواع حرکات گرم بود!!!

البته یادم رفت بگویم  که خنده مردم به چتر و لباس گرم که در دستم بود برای من شبی به یاد ماندنی از این همه حسن توجه مسئولین ساخت!

اما در انتها از همه دست اندرکاران خانه سینما و آقای تارخ تشکر میکنم.که به واقع جدا از مسائل حاشیه بسیار ،جشن امسال به یاد ماندنی و متنوع و در این حال در برخی موارد حیرت آور بود. 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 26 شهریور1387
در دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، فيلم فرزند خاك بهترين فيلم شد.

به گزارش فارس، در جشن دوازدهم سينماي ايران، فيلم هاي زير برنده تنديس خانه سينما شدند:

- بهترين فيلم: فرزند خاك (محمدعلي باشه آهنگر)
نامزدها: باد در علفزار مي‌پيچد، دعوت، ديوار، خاك آشنا، فرزند خاك

- بهترين كارگرداني: بهمن فرمان آرا(خاك آشنا)
نامزدها: رضا ميركريمي براي فيلم به همين سادگي، ابراهيم حاتمي‌كيا براي فيلم دعوت ، محمدعلي طالبي براي فيلم ديوار ، بهمن فرمان‌آرا براي فيلم خاك آشنا، محمدعلي باشه‌آهنگر براي فيلم فرزند خاك

- بهترين فيلمنامه: محمدعلي آهنگر - محمدرضا گوهري(فرزند خاك)
نامزدها: رضا ميركريمي - شادمهر راستين براي فيلم به همين سادگي، ابراهيم حاتمي‌كيا - چيستا يثربي براي فيلم دعوت، اصغر فرهادي براي فيلم دايره زنگي، بهمن فرمان‌آرا براي فيلم خاك آشنا، محمدعلي آهنگر - محمدرضا گوهري براي فيلم فرزند خاك

- بهترين بازيگر مرد نقش اول: مرحوم خسرو شكيبايي (ستاره بود)
نامزدها: صابر ابر براي فيلم دايره زنگي ، عزت‌الله انتظامي براي فيلم ستاره مي‌شود، پرويز پرستويي براي فيلم كتاب قانون ، علي شادمان براي فيلم زماني براي دوست داشتن، خسرو شكيبايي براي فيلم ستاره بود

- بهترين بازيگر زن نقش اول: گوهر خيرانديش (دعوت)
نامزدها: دارين حمسه براي فيلم كتاب قانون، گوهر خيرانديش براي فيلم دعوت ، مريلا زارعي براي فيلم دعوت ، الناز شاكردوست براي فيلم در ميان ابرها ، فاطمه معتمد‌آريا براي فيلم صدسال به اين سال‌ها

- بهترين بازيگر مرد نقش مكمل: بابك حميديان (ريسمان باز)
نامزدها: امير آقايي براي فيلم زن دوم ، حامد بهداد براي فيلم حس پنهان ، بابك حميديان براي فيلم ريسمان باز، داود فتحعلي بيگي براي فيلم كتاب قانون ، رضا كيانيان براي فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است

- بهترين بازيگر زن نقش مكمل: مهتاب نصيرپور (فرزند خاك)
نامزدها: نگار جواهريان براي فيلم كتاب قانون، نيكو خردمند براي فيلم خاك آشنا ، فريده سپاه‌منصور براي فيلم كتاب قانون ، مهتاب نصيرپور براي فيلم فرزند خاك ، رويا نونهالي براي فيلم خاك آشنا

- بهترين فيلمبرداري: عليرضا زرين دست (فرزند خاك)
نامزدها: 1- مرتضي پورصمدي براي فيلم آتش سبز، محمود كلاري براي فيلم خاك آشنا، تورج منصوري براي فيلم دعوت ، عليرضا زرين‌دست براي فيلم فرزند خاك، محمود كلاري براي فيلم صدسال به اين سال‌ها

- بهترين موسيقي متن: كارن همايون فر (خاك آشنا)
نامزدها: كارن همايون‌فر براي فيلم خاك آشنا ، محمدرضا عليقلي براي فيلم دعوت، آريا عظيمي‌نژاد براي فيلم فرزند خاك ، محمدرضا عليقلي براي فيلم كتاب قانون، كارن همايون‌فر براي فيلم صدسال به اين سال‌ها

- بهترين طراحي صحنه و لباس: ژيلا مهرجويي و شعله نواب تهراني( آتش سبز)
نامزدها: ژيلا مهرجويي - شعله نواب تهراني براي فيلم آتش سبز ، ايرج رامين‌فر براي فيلم پرچم‌هاي قلعه كاوه ، فرهاد ويلكيجي براي فيلم خاك آشنا، ايرج رامين‌فر براي فيلم خواب ليلا، عباس بلوندي براي فيلم فرزند خاك

- بهترين صدابرداري: عباس رستگارپور (فرزند خاك)
نامزدها: احمد صالحي براي فيلم باد درعلفزارها مي‌پيچد، حسن زاهدي براي فيلم خاك آشنا، حسين بشاش براي فيلم در ميان ابرها ، مهران ملكوتي براي فيلم دعوت، عباس رستگارپور براي فيلم فرزند خاك

- بهترين صداگذاري و ميكس: رضا دلپاك و رضا نريمي‌زاده (خاك آشنا)
نامزدها: رضا دلپاك - رضا نريمي‌زاده براي فيلم خاك آشنا ، مسعود بهنام براي فيلم خواب ليلا، محسن روشن براي فيلم دعوت ، محمود موسوي‌نژاد براي فيلم ستاره مي‌شود، عليرضا علويان براي فيلم صدسال به اين سال‌ها، محمودموسوي‌نژاد براي فيلم فرزند خاك

- بهترين چهره پردازي: مهين نويدي (صدسال به اين سال ها)
نامزدها: مهرداد ميركياني براي فيلم خاك آشنا ، مهرداد ميركياني براي فيلم در ميان ابرها ، مهين نويدي براي فيلم دعوت ، محسن بابايي براي فيلم فرزند خاك ، مهين نويدي براي فيلم صدسال به اين سال‌ها

- بهترين جلوه هاي ويژه ميداني: داود رسوليان ( فرزند خاك)
نامزدها: جواد شريفي براي فيلم آن مرد آمد ، محسن روزبهاني براي فيلم خواب ليلا، داود رسوليان براي فيلم فرزند خاك

- بهترين جلوه هاي ويژه تصويري: امير سحرخيز (خواب ليلا)
نامزدها: علاالدين پژهان براي فيلم آن مرد آمد ، امير سحرخيز براي فيلم خواب ليلا

- بهترين تدوين: عباس گنجوي (خاك آشنا)
نامزدها: عباس گنجوي براي فيلم خاك آشنا ، حسن حسندوست براي فيلم ديوار، مهدي حسيني‌وند براي فيلم فرزند خاك ، محمدرضا مؤيني براي فيلم كتاب قانون، محمدرضا مؤيني براي فيلم صدسال به اين سال‌ها

- بهترين عكس فيلم: علي نيك رفتار (دست هاي خالي)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

جمعه 22 شهریور1387
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نقل از سایت:
 
www.tabnak.ir 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سه شنبه 19 شهریور1387
طالقانی نه  فرزند زمانه خویش  که فرزانه زمان خویش بود.

امروز سالگرد در گذشت آیت اله طالقانی است.مردی که نمیتوان در مورد او کوتاه نوشت در یادبودش و نمیتوان نوشت بی هیچ گونه مطالعه عمیق در زندگی و احوال زندگانی و روحانی و عرفانی  وی.

بار ها قلم به دست گرفتم ولی زیبا تر از جمله بالا که در روزنامه اعتماد ملی چاپ شده بود نیافتم.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

جمعه 15 شهریور1387
سیمرغ:در ارتباط با این ماه عزیز(ماه رمضان) جناب ابطحی در سایت خود مطلبی بسیار زیبا و تامل بر انگیز نوشتند که گفتم دوستانی که از سایت من حقیر بازدید می کنند حیف است آنرا نخوانند.

همچنان که ماه رمضان در میان ماه ها عزیز کرده ی خداست، شب جمعه هم بر اساس آموزه های دینی ما شب عزیز کرده ی خداست.  امشب اولین شب جمعه ی ماه رمضان است. در روایات آمده است که از ابتدا تا صبح روز جمعه ملکی ندا می دهد که گناهکاران کجایند که بیایند و توبه کنند. بشر امروز و منجمله ما نیازمند توجه به معنویت هستیم. در شلوغی و هیاهوی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی موجود، خیلی ها یادمان رفته که خدای مهربان و پر لبخندی هم هست که می توانیم در آغوش او آرامش و شادی و مهربانی را باز یابیم. خیلی ها وقتی سختی ها و ناکامی ها و ریاکاری ها را می بینند که بنام دین و اسلام و خدا انجام میشود، با خدا قهر می کنند. بعضی ها به دلیل آن که گناه کرده اند و یا به دستورات جاری دینی عمل نمی کنند، گمان می برند خدا با آنها قهر می کند و دیگر از درگاه او نا امید می شوند. عده ای تصور می کنند که اگر می خواهند امروزی باشند و عضو دنیای مدرن، قید ارتباط با خدا را می زنند. اما واقعیت این است که هیچوقت آغوش خدا بر روی بندگانش بسته نخواهد شد. خدایی که ما می شناسیم آن قدر بزرگ است و آن قدر مهربان است که در ورای همه ی این تصورات باز هم به "همه" ی آنها که حتی برای یک لحظه بی آن که کسی بفهمد، در دل یکبار یا خدا میگویند لبیک بگوید. این نیاز خدا نیست. این نیاز همه ی ما است، حتی اگر به روی خود هم نیاوریم. شب جمعه و ماه رمضان یکی از آن ایامی است که می توانیم صمیمانه تر لبخند خدا را ببینیم. یک یا خدایی امشب بگوئیم، می بینیم که خدا هم چه زیبا پاسخ می دهد و آن لبخند چه آرامشی را به ارمغان می آورد. این ارتباط مستقیم با خدا حق هر کسی است که مخلوق اوست.

نقل از سایت: http://www.webneveshteha.com

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 11 شهریور1387
سیمرغ:با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان در ماه رمضان و تبریک ماه مهمانی خدا.جهت دانلود به انتهای متن مراجعه بفرمایید.
 
سفره افطار ما ایرانیان سی سال است که با ربنای استاد شجریان و اذان موذن زاده اردبیلی رنگ و بوی دیگری یافته است و چه بسا بسیاری از هموطنان خارج از کشور که آنها هم با گوش سپردن به ربنای استاد روزه خود را باز می کنند .

به گزارش خبرنگار مهر، مراحل ضبط و تولید ربنای استاد شجریان توسط زنده یاد حسین صبحدل که خود او نیز یکی از استادان تلاوت قرآن و موسیقی بود شکل گرفت ؛ وی در جلسات مذهبی آیت الله طالقانی در مسجد هدایت، نشو و نما یافت و بعدها مسئولیت برنامه های مذهبی حسینیه ارشاد را نیز به عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیزتربیت کرد.

حسین صبحدل پس از پیروزی انقلاب از سوی نخستین رئیس رادیو و تلویزین انقلاب عهده دار برنامه های مذهبی این سازمان شد که یکی از موفقیت های حضور او در این سمت خلق ربنای محمدرضا شجریان بود.

ربنای استاد مسلم آواز موسیقی ایرانی با پشتوانه آموزش های دوران جوانی او و در روزهایی که در محضر پدر آموزش های قرآنی می دید شکل گرفته است و در تیرماه سال 1358 برای نخستین بار در یک استدیویی ضبط شد؛ این قطعه بعدها در آلبوم " به یاد پدر" ضبط و اجرا شد.

استاد محمدرضا شجریان درباره چگونگی اجرای این اثر می گوید : "انگیزه اصلی من درخواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بود و پس از اینکه این قطعه کامل شد برای ضبط امتحانی به همراه این دو شاگرد به یکی از استودیوها رفتیم و این دعا را بدون هیچ زمینه قبلی اجرا کردم و نسخه ای از این اجرا را را برای آموزش شاگردانم به آنها دادم اما پس از مدتی این قطعه بدون اجازه از رادیو پخش شد".

آواز ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی الحان قرآنی خوانده شده است این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه ماهور) مدلاسیون می شود ( نام عجم براین دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی است.)

آواز ربنا که در حقیقت می توان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید(چون با هر یک از قرائت های 7 گانه مشهور قرآن کریم متفاوت است ) ، بیان آوازی آیات 193 و 194 سوره مبارکه آل عمران است که آیه شریفه 193 را اساتید حوزه ادبیات و شعر بهترین ملاک و برترین نمونه صنعت ترصیع ( مرصع کاری ، جواهرنشاندن )دانسته و به دانشجویان خویش چون تمثیل و استناد و مدل و الگو توصیه می نمایند.
 
جهت دانلود بر لینک زیر کلیک کنید:
http://tabnak.ir/files/fa/news/1387/6/11/15909_903.wma
 
 
 
نقل از:www.tabnak.ir

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

یکشنبه 10 شهریور1387
جنگل ابر شاهرود، رؤيايي دست يافتني

از شاهرود، نگين چهارفصل استان سمنان؛ استاني كه خود بيشترين، پرجاذبه‌ترين و متنوّع‌ترين اندوخته‌گاه‌هاي زيست‌سپهر ايران را در خود جاي داده است، اگر فقط 50 كيلومتر ديگر به سمت شمال شرق حركت كني، پس از عبور از آرامگاه بايزيد بسطامي و شيخ خرقان، ناگهان احساس خواهي كرد كه سوار بر لوبياي سحرآميز آسمان را شكافته‌اي و بر روي فرش پنبه‌اي سفيد‌رنگي قرار داري كه تاكنون نه نظيرش را ديده‌اي و نه گمان مي‌كردي چنين چشم‌انداز بديعي را مي‌تواني در ايران، سرزميني كه با كويرهايش شهرت جهاني يافته، ببيني!

جنگل زيبا و خوش آب‌وهواي ابر در 50 کيلومتري شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستاي ابر قرار دارد و ادامه جنگل‌هاي سرسبز شمال کشور است.

راه رفتن روي ابرها رؤيايي است، دست يافتني. بدون جدا شدن روح از بدن مي‌شود ميان ابرها راه رفت، خوابيد و بر ابر سوار شد. لازم نيست حتما به آسمان بروي.

در جنگل ابر آسمان به زمين مي‌آيد. از قبل خبر نمي‌كنند. هر وقت دلشان بخواهد مي‌آيند هر وقت هم كه دلشان بخواهد مي‌روند. مجاورت دو ناحيه كم فشار و پرفشار (دشت گرگان و منطقه ابر) باعث شده هر وقت زمين انرژي مي‌گيرد ابرها جابه‌جا شوند.

ابرها چنان ديواري ساخته‌اند كه نور كه مي‌افتد سايه‌ات را مقابلت مي‌بيني. ابرها در حال جوششند. انگار كه زمين سماوري است بزرگ و جوش آمده، كه بخار آب با فشار از آن بيرون مي‌زند. سرد سرد است.

مناظر اطراف با پوشش سراسر سبز و گاه رنگي‌اش آدمي را وادار مي‌كند به بيشتر ديدن.

 
پيشتر كه مي‌روي درخت‌ها شروع مي‌كنند به سبز شدن. يكي، دو تا، هزار تا. آنچه زياد است چنار است و بلوط و آنچه چشم به دنبال آن مي‌گردد اورس است. درخت خاص منطقه ابر كه مثل ابر روي زمين مي‌خزد. نمي‌شود گفت مه غليظ، در اين جنگل، ابر گردا گردت را مي‌پوشاند. خنكي و طراوت و بوي خوشي همراه ابر روي صورتت مي‌نشيند.
 
 
 
منبع: شاهوار و ميراث ما

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 4 شهریور1387
منطقه دورفک در گيلان، داراي يکي از ديدني‌ترين جاذبه‌هاي طبيعي است.

دورفک شامل رشته کوهي به طول 8 کيلومتر است که در جهت جنوب شرقي ـ شمال غربي امتداد يافته و داراي چندين قله است و در قسمت شمال آن ييلاق دورفک واقع شده است.

قله دورفک با ارتفاع 2714 متر در محدوده شهرستان رودبار، بخش رحمت‌آباد و بلوکات، دهستان دشتويل و در 27کيلومتري شمال شرقي مرکز شهرستان رودبار قرار دارد.

به دليل طبيعت زيبا و آب و هواي مطبوع، اين کوه مورد توجه کوهنوردان بسياري واقع شده است.

 
يک کلبه روستايي در دورفک

نقل از سایت تابناک:

www.tabnak.ir

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

دوشنبه 4 شهریور1387
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 تصاوير از سيات بازي‌هاي المپيك، AS و BBC

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  |